آموزش سئو, آموزش فروش اینترنتی

نمونه‌های Digital PR در سئو: ۱۳ کمپین خفن که واقعاً نتیجه داده‌اند

نمونه‌های Digital PR در سئو: ۱۳ کمپین خفن که واقعاً نتیجه داده‌اند

روابط عمومی دیجیتال (Digital PR) کمک می‌کنه فقط دنبال بک لینک نباشی، بلکه کاری کنی برندت دیده بشه، درباره‌اش صحبت بشه، توی رسانه‌ها بیاد، توی شبکه‌های اجتماعی بچرخه و کم‌کم تبدیل بشه به یه اسم آشنا.

اگه بخوایم خیلی خودمونی بگیم، سئوی امروز فقط این نیست که چندتا بک‌لینک بگیریم و بعد منتظر بمونیم گوگل ما رو ببره صفحه اول. اون دوران که فقط با لینک‌سازی خشک و مکانیکی می‌شد بازی رو برد، خیلی وقت پیش تموم شده.

حالا جذابیت ماجرا کجاست؟ بعضی کمپین‌های دیجیتال پی آر اون‌قدر خوب طراحی می‌شن که فقط چندتا لینک نمی‌گیرن؛ وایرال می‌شن، کلی پوشش رسانه‌ای می‌گیرن، سرچ برند رو بالا می‌برن، مخاطب جدید میارن و حتی باعث می‌شن برند توی ذهن مردم یه جایگاه تازه پیدا کنه.

🟠 اگر به خدمات سئو سایت نیاز دارید به تلگرام یا واتس اپ شماره 09210180593 پیام دهید.

۱۳ مدل کمپین Digital PR + استراتژی سئو محور

هیچ نسخه جادویی و یکسانی برای همه برندها وجود نداره. یه کمپین ممکنه برای یه برند مالی عالی جواب بده، اما برای یه برند سرگرمی اصلاً مناسب نباشه. یه برند شاید با داده و تحقیق بدرخشه، یکی دیگه با طنز، یکی با کمپین فصلی، یکی با یه حرکت جسورانه اجتماعی، و یکی هم با استفاده خلاقانه از هوش مصنوعی.

نکته مهم اینه که بدونی هدفت چیه. می‌خوای لینک بگیری؟ می‌خوای برندت بیشتر شناخته بشه؟ می‌خوای ترافیک بیاری؟ می‌خوای توی رسانه‌ها دیده بشی؟ یا می‌خوای یه موج اجتماعی بسازی؟

حالا بریم سراغ ۱۳ نمونه واقعی و کاربردی. بعضی‌هاشون بامزه‌ان، بعضی‌ها داده‌محورن، بعضی‌ها احساسی‌ان، بعضی‌ها عجیب‌وغریبن، و بعضی‌ها اون‌قدر هوشمندانه طراحی شدن که آدم با خودش می‌گه: «چرا من زودتر به این فکر نکرده بودم؟»

محتوای تعاملی؛ وقتی مخاطب فقط نگاه نمی‌کنه، وارد بازی می‌شه

محتوای تعاملی یعنی چی؟

محتوای تعاملی یعنی محتوایی که از مخاطب فقط نمی‌خواد بخونه یا ببینه؛ ازش می‌خواد کاری انجام بده. مثلاً توی یه آزمون شرکت کنه، با یه ماشین‌حساب آنلاین کار کنه، یه نقشه تعاملی رو بررسی کنه، توی یه بازی کوچیک شرکت کنه یا با یه اینفوگرافیک تعاملی کشف کنه نتیجه چی می‌شه.

دلیل جذابیتش هم واضحه. آدم‌ها دوست دارن فقط مصرف‌کننده محتوا نباشن؛ دوست دارن درگیرش بشن. وقتی یه محتوا به مخاطب حس کشف، مشارکت یا سرگرمی می‌ده، احتمال اینکه اون رو با بقیه به اشتراک بذاره خیلی بیشتر می‌شه.

برای دیجیتال پی آر، محتوای تعاملی یه ابزار واقعاً قدرتمنده. چون هم برای کاربر جذابه، هم برای رسانه‌ها سوژه داره، هم برای شبکه‌های اجتماعی خوراک خوبی می‌سازه.

چرا محتوای تعاملی جواب می‌ده؟

محتوای تعاملی معمولاً خیلی بیشتر از محتوای ثابت تعامل می‌گیره. وقتی مخاطب با محتوا کار می‌کنه، زمان بیشتری درگیرش می‌مونه و احتمال بیشتری داره که نتیجه رو برای دوستاش بفرسته یا درباره‌اش حرف بزنه.

از طرفی، رسانه‌ها هم عاشق چیزهایی‌ان که برای مخاطب‌شون جذاب و متفاوت باشه. یه اینفوگرافیک تعاملی، یه ابزار جالب یا یه تجربه شخصی‌سازی‌شده می‌تونه خیلی راحت‌تر از یه مقاله معمولی توجه خبرنگارها رو جلب کنه.

و حالا بریم سراغ اولین نمونه؛ یه کمپین قدیمی، ولی هنوز هم خوش‌ساخت و الهام‌بخش.

1. کمپین اینفوگرافیک محدوده صدای خواننده‌ها

اینفوگرافیک محدوده صدای خواننده‌ها از کانسرت هتلز

هدف کمپین

هدف این کمپین این بود که کانسرت هتلز بتونه ترافیک و دیده‌شدن رسانه‌ای بیشتری بگیره. اما به جای اینکه مستقیم درباره رزرو هتل حرف بزنه، رفت سراغ یه موضوعی که هم سرگرم‌کننده بود، هم قابلیت وایرال‌شدن داشت: محدوده صدای خواننده‌های معروف.

کاری که انجام دادن

کانسرت هتلز یه اینفوگرافیک تعاملی ساخت که محدوده صدای خواننده‌های مشهور رو نشون می‌داد. توی این اینفوگرافیک، خواننده‌ها بر اساس گستره صوتی‌شون مقایسه شده بودن و نتیجه جالب این بود که اکسل رز به عنوان یکی از خواننده‌های دارای گستره صدایی فوق‌العاده معرفی شد.

همین ایده به ظاهر ساده، یه قلاب رسانه‌ای قوی داشت. چون هم طرفدارهای موسیقی رو درگیر می‌کرد، هم بحث‌برانگیز بود، هم رسانه‌ها می‌تونستن با تیترهای جذاب درباره‌اش بنویسن.

نتیجه کمپین

این اینفوگرافیک برای یه پلتفرم رزرو هتل، پوشش رسانه‌ای خیلی خوبی آورد. رسانه‌های بزرگی بهش پرداختن و حتی توجه بعضی از خواننده‌هایی که توی محتوا اسم‌شون اومده بود هم جلب شد.

نکته طلایی اینجاست: کانسرت هتلز با اینکه کسب‌وکارش هتل بود، محتوایی ساخت که مستقیماً فروش‌محور نبود، اما با علاقه مخاطب ارتباط داشت. همین باعث شد برند دیده بشه، بدون اینکه محتوا شبیه تبلیغ مستقیم به نظر بیاد.

2. کمپین تصویرسازی خودروی اپل

تصویرسازی خودروی اپل برای وناراما

هدف کمپین

وناراما می‌خواست دیده‌شدن برندش رو بیشتر کنه و خودش رو به عنوان یه برند آگاه در حوزه فناوری و خودروهای برقی جا بندازه. برای همین، سراغ ایده‌ای رفت که کنجکاوی خیلی‌ها رو قلقلک می‌داد: اگه اپل ماشین بسازه، اون ماشین چه شکلی می‌شه؟

کاری که انجام دادن

تیم اجراکننده با استفاده از پتنت‌های عمومی اپل، یه رندر سه‌بعدی از چیزی ساخت که می‌تونست شبیه خودروی احتمالی اپل باشه. این فقط یه تصویر ساده نبود؛ کاربرها می‌تونستن بخش‌های مختلف طراحی خودرو رو به شکل تعاملی بررسی کنن.

ترکیب اسم اپل، خودرو، فناوری، طراحی آینده‌نگر و تجربه تعاملی باعث شد این کمپین خیلی راحت توجه رسانه‌های تکنولوژی و خودرو رو جلب کنه.

نتیجه کمپین

این کمپین در رسانه‌ها و وبلاگ‌های فناوری و خودرو حسابی دیده شد و بیش از ۱۲۰۰ بک‌لینک ایجاد کرد. از همه مهم‌تر، وناراما تونست خودش رو به عنوان یه برند نوآورتر و جلوتر از بازار معرفی کنه.

اینجا یه نکته مهم وجود داره: یه کمپین خوب دیجیتال پی آر فقط برای امروز لینک نمی‌سازه؛ برای آینده برند جایگاه می‌سازه.

مطالعات داده‌محور؛ وقتی داده تازه خودش تبدیل به خبر می‌شه

چرا داده این‌قدر مهمه؟

داده تازه برای رسانه‌ها مثل طلاست. خبرنگارها همیشه دنبال عدد، آمار، رتبه‌بندی، مقایسه و نتیجه‌های جدیدن. اگه برند تو بتونه یه داده اختصاصی و جالب منتشر کنه، احتمال اینکه بقیه بهت استناد کنن خیلی بالا می‌ره.

مطالعات داده‌محور معمولاً از تحلیل داده‌های عمومی، داده‌های داخلی، تحقیق اختصاصی یا ترکیب چند منبع ساخته می‌شن. چیزی که این مدل کمپین‌ها رو قوی می‌کنه، تازگی و قابل استناد بودنشونه.

وقتی یه رسانه بخواد درباره یه موضوع بنویسه و داده تو بهترین منبع موجود باشه، احتمالاً اسم برندت هم کنار اون داده دیده می‌شه. و این یعنی اعتبار.

چرا کمپین داده‌محور لینک می‌گیره؟

چون داده اختصاصی قابل کپی‌کردن ساده نیست. اگه تو یه تحقیق خوب انجام داده باشی، بقیه برای اشاره به اون تحقیق باید به تو ارجاع بدن. همین باعث می‌شه بک‌لینک‌ها طبیعی‌تر و ارزشمندتر باشن.

اما فقط تولید داده کافی نیست. باید داده رو طوری بسته‌بندی کنی که رسانه‌ها راحت بتونن ازش داستان بسازن. یعنی تیتر جذاب، زاویه خبری، نمودار قابل فهم و نتیجه‌ای که مخاطب عادی هم بتونه باهاش ارتباط بگیره.

3. کمپین شهرهای مناسب استارتاپ

کمپین شهرهای مناسب استارتاپ برای Reckon

هدف کمپین

هدف این کمپین این بود که برند رکن بین صاحبان کسب‌وکارهای کوچک در استرالیا بیشتر شناخته بشه و اعتبار آنلاینش رشد کنه.

کاری که انجام دادن

تیم اجراکننده کمپینی ساخت که بهترین شهرهای استرالیا برای راه‌اندازی استارتاپ رو رتبه‌بندی می‌کرد. برای این کار از داده‌های دولتی، داده‌های سرشماری و نظرسنجی از بیش از ۸۰۰ صاحب کسب‌وکار کوچک استفاده شد.

ایده کمپین خیلی هوشمندانه بود، چون موضوع «بهترین و بدترین شهرها» همیشه برای رسانه‌ها جذابه. مخصوصاً وقتی پای شهرهای مختلف وسط باشه، رسانه‌های محلی هم علاقه‌مند می‌شن درباره جایگاه منطقه خودشون بنویسن.

نتیجه کمپین

این کمپین ۹۱ پوشش رسانه‌ای، ۷۳ بک‌لینک و دسترسی به بیش از ۵۵ میلیون نفر ایجاد کرد. حتی توجه چهره‌های سیاسی و رسانه‌های مهم استرالیا رو هم جلب کرد.

مدیرعامل برند هم در یک برنامه رادیویی مصاحبه کرد و همین باعث شد دیده‌شدن برند چند برابر بشه. این یعنی یه تحقیق خوب می‌تونه فقط یه صفحه محتوا نباشه؛ می‌تونه تبدیل بشه به موج رسانه‌ای.

4. کمپین یک عمر مالیات

کمپین یک عمر مالیات

هدف کمپین

هدف این کمپین افزایش آگاهی از برند سلف فایننشال بود؛ آن هم با یه محتوای داده‌محور که هم برای رسانه‌ها جذاب باشه، هم برای مردم عادی قابل لمس.

کاری که انجام دادن

ایده اصلی این بود: هر فرد معمولی در طول عمرش چقدر مالیات پرداخت می‌کنه؟ برای پاسخ به این سؤال، داده‌های مربوط به جامعه آمریکا و هزینه‌های مصرف‌کننده بررسی شد. انواع مالیات‌ها، مراحل مختلف زندگی و حتی مسائلی مثل خانه‌دار شدن هم در تحلیل لحاظ شد.

این موضوع برای مخاطب خیلی ملموس بود. چون مالیات چیزی نیست که فقط اقتصاددان‌ها باهاش سروکار داشته باشن؛ تقریباً همه مردم به نوعی درگیرشن.

نتیجه کمپین

کمپین ۷۲۷ بک‌لینک گرفت و در رسانه‌های خیلی معتبر پوشش داده شد. صفحه کمپین هم ۲۶ هزار بازدید گرفت و برند سلف فایننشال در سطح ملی و محلی بیشتر دیده شد.

اینجا درس مهم اینه: گاهی یه سؤال ساده، اگه با داده درست جواب داده بشه، می‌تونه به یه کمپین بزرگ تبدیل بشه.

نظرسنجی‌ها؛ وقتی جواب مردم تبدیل به سوژه می‌شه

نظرسنجی چرا خوب جواب می‌ده؟

نظرسنجی یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تولید داده اختصاصیه. تو از یه گروه مشخص سؤال می‌پرسی، جواب‌ها رو تحلیل می‌کنی و از دلش یه داستان درمیاری.

این داستان می‌تونه جدی، تخصصی، بامزه، احساسی یا حتی بحث‌برانگیز باشه. نکته مهم اینه که داده از آدم‌های واقعی اومده و همین باعث می‌شه برای رسانه‌ها و مخاطب جذاب‌تر باشه.

گاهی یه نظرسنجی می‌تونه واکنش احساسی ایجاد کنه. و وقتی احساس وارد بازی می‌شه، احتمال اشتراک‌گذاری، بحث و پوشش رسانه‌ای خیلی بیشتر می‌شه.

5. کمپین جذاب‌ترین مرد کچل

کمپین جذاب‌ترین مرد کچل 

هدف کمپین

هدف این کمپین ساختن یه محتوای سرگرم‌کننده بود که بحث راه بندازه، تعامل بگیره و دیده‌شدن برند ریبوت رو بالا ببره.

کاری که انجام دادن

ریبوت سراغ یه ایده بامزه رفت: رتبه‌بندی جذاب‌ترین مرد کچل. اما برای اینکه محتوا فقط یه لیست معمولی نباشه، معیارهای خاص و خنده‌داری مثل درخشندگی سر و تقارن صورت رو هم وارد ماجرا کرد.

همین طنز و عجیب‌بودن باعث شد کمپین توجه زیادی بگیره. حتی چهره‌هایی مثل شکیل اونیل و دواین جانسون هم با این محتوا در شبکه‌های اجتماعی تعامل داشتن.

نتیجه کمپین

کمپین بیش از ۱۳ هزار اشاره در توییتر، صدها پوشش تلویزیونی و رادیویی، بیش از ۶۲۰ هزار تعامل و بیش از ۱۳ هزار بازدید از صفحه کمپین ایجاد کرد.

این نمونه نشون می‌ده که لازم نیست همه کمپین‌های موفق خیلی جدی و خشک باشن. گاهی یه ایده بامزه، اگه خوب اجرا بشه، می‌تونه از کلی محتوای رسمی بهتر نتیجه بگیره.

6. کمپین گزارش روندهای بازاریابی محتوا

گزارش روندهای بازاریابی محتوا 

هدف کمپین

هدف این کمپین انتشار گزارشی بود که بر پایه داده دست‌اول ساخته شده باشه، با خدمات برندها ارتباط داشته باشه و در طولانی‌مدت هم ارزش سئویی ایجاد کنه.

کاری که انجام دادن

سیج مدیا با وینتر همکاری کرد و گزارشی درباره روندهای بازاریابی محتوا ساخت. در این گزارش، ۲۹۳ بازاریاب محتوا درباره برنامه‌هایشان برای استراتژی محتوا، هوش مصنوعی و بودجه‌های سال ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفتند.

این همکاری هوشمندانه بود، چون هر دو برند در فضایی فعالیت می‌کردن که داده‌های این گزارش برای مخاطب‌شون واقعاً مهم بود.

نتیجه کمپین

گزارش اصلی از بیش از ۱۹۰ دامنه لینک گرفت. اما جذاب‌تر اینجاست که داده‌های همان گزارش در یک محتوای دیگر درباره آمارهای بازاریابی محتوا هم استفاده شد و آن محتوا از بیش از ۷۰۰ دامنه لینک گرفت.

این یعنی یه داده خوب فقط برای یک محتوا نیست. اگه درست برنامه‌ریزی کنی، می‌تونه چندین محتوا رو تقویت کنه و بارها برای برند ارزش بسازه.

کمپین‌های فصلی؛ وقتی زمان‌بندی درست باشه، برنده میشی

کمپین فصلی یعنی چی؟

کمپین فصلی یعنی محتوایی بسازی که با یک مناسبت، تعطیلی، فصل یا رویداد خاص گره خورده باشه. مثلاً کریسمس، نوروز، ولنتاین، تابستان، بازگشت به مدرسه، بلک فرایدی یا هر زمانی که توجه مخاطب‌ها به یک موضوع خاص بیشتر می‌شه.

این کمپین‌ها چون با حال‌وهوای همان دوره هماهنگن، راحت‌تر دیده می‌شن. مردم هم در آن زمان آمادگی بیشتری برای ارتباط گرفتن با آن موضوع دارن.

راز موفقیت کمپین فصلی

راز اصلی، زمان‌بندیه. اگه خیلی زود شروع کنی، شاید هنوز کسی آماده توجه نباشه. اگه دیر شروع کنی، موج از دست رفته. باید درست زمانی وارد بشی که علاقه مخاطب در حال بالا رفتنه.

کمپین فصلی خوب فقط از مناسبت استفاده نمی‌کنه؛ احساسات آن مناسبت رو هم وارد محتوا می‌کنه. همین احساسه که باعث می‌شه محتوا بیشتر به اشتراک گذاشته بشه.

7. کمپین دنیا به بابانوئل‌های بیشتری نیاز دارد

کمپین دنیا به بابانوئل‌های بیشتری نیاز دارد

هدف کمپین

هدف این کمپین تقویت هویت برند کوکاکولا در فصل تعطیلات و کریسمس بود. کوکاکولا سال‌هاست که با حس شادی، نوستالژی و حال‌وهوای کریسمس گره خورده، و این کمپین هم دقیقاً روی همین احساسات دست گذاشت.

کاری که انجام دادن

کمپین سال ۲۰۲۳ کوکاکولا با پیام «دنیا به بابانوئل‌های بیشتری نیاز دارد» اجرا شد. پیام اصلی این بود که هر آدمی می‌تونه با کارهای کوچک مهربانانه، حال‌وهوای بابانوئل رو زنده کنه.

کمپین فقط یک تبلیغ ساده نبود. ویدئوی احساسی داشت، آزمون آنلاین داشت، کارت‌های تعطیلات شخصی‌سازی‌شده با کمک هوش مصنوعی داشت و مخاطب‌ها رو تشویق می‌کرد نتیجه‌هاشون رو به اشتراک بذارن.

نتیجه کمپین

یکی از نسخه‌های تبلیغ در یوتیوب بیش از ۲۵ میلیون بازدید گرفت. کمپین با بازی‌کردن روی احساساتی مثل گرما، شادی، مهربانی و نوستالژی تونست توجه گسترده‌ای بگیره.

این نمونه نشون می‌ده که برندهای بزرگ هم هنوز با یک اصل ساده برنده می‌شن: احساس درست، در زمان درست، با اجرای درست.

نیوزجکینگ؛ موج خبر رو بگیر، ولی باهوش باش

نیوزجکینگ یعنی چی؟

نیوزجکینگ یعنی از یک خبر داغ، موضوع ترند یا بحث محبوب استفاده کنی و برندت رو هوشمندانه وارد آن گفتگو کنی. این کار اگه درست انجام بشه، می‌تونه در زمان کوتاه توجه زیادی بیاره.

اما یه نکته مهم داره: نیوزجکینگ باید سریع، مرتبط و خوش‌سلیقه باشه. اگه دیر بجنبی، موج رد شده. اگه بی‌ربط وارد بشی، مصنوعی به نظر می‌رسی. اگه حساسیت موضوع رو نفهمی، حتی ممکنه به برندت آسیب بزنه.

چرا نیوزجکینگ جواب می‌ده؟

چون مردم و رسانه‌ها همین حالا درباره اون موضوع حرف می‌زنن. تو به جای اینکه از صفر توجه بسازی، روی موج توجه موجود سوار می‌شی.

اما هنر کار اینه که فقط تکرارکننده خبر نباشی. باید زاویه‌ای تازه، خلاقانه یا مرتبط با برند خودت پیدا کنی.

8. کمپین پارک تعطیلات جوجه‌تیغی‌ها

پارک تعطیلات جوجه‌تیغی‌ها 

هدف کمپین

هدف این کمپین افزایش آگاهی از اقامتگاه‌های پارکدین در لیک دیستریکت و همزمان همراه‌شدن با موضوع داغ حفاظت از جوجه‌تیغی‌ها در بریتانیا بود.

کاری که انجام دادن

پارکدین از بحث داغ حفاظت از جوجه‌تیغی‌ها استفاده کرد و یک «پارک تعطیلات» کوچک برای جوجه‌تیغی‌ها ساخت. این پارک، نسخه مینیاتوری اقامتگاه‌های واقعی برند بود و به عنوان جای امنی برای خواب زمستانی جوجه‌تیغی‌ها طراحی شد.

بعد هم ویدئویی از آن منتشر کردند که هم بامزه بود، هم دوست‌داشتنی، هم با موضوع حفاظت از حیات‌وحش ارتباط داشت.

نتیجه کمپین

کمپین ۲۲۷ بک‌لینک گرفت، در رسانه‌های بزرگی پوشش داده شد، ۵۰ هزار بازدید ویدئویی ایجاد کرد و باعث شد جست‌وجوی برند برای اقامتگاه‌های پارکدین ۲۷ درصد رشد کند.

این یعنی وقتی یه برند بتونه موضوع ترند رو با محصول خودش طبیعی و خلاقانه وصل کنه، نتیجه می‌تونه خیلی فراتر از چندتا بازدید ساده باشه.

محتوای وایرال؛ وقتی مردم خودشون محتوا رو پخش می‌کنن

محتوای وایرال چه ویژگی‌ای داره؟

محتوای وایرال معمولاً یا خیلی بامزه‌ست، یا خیلی احساسی، یا خیلی عجیب، یا خیلی قابل اشتراک‌گذاری. هدفش اینه که مردم خودشون با میل و رغبت پخشش کنن.

این مدل محتوا همیشه قابل پیش‌بینی نیست. هیچ‌کس نمی‌تونه با قطعیت بگه فلان محتوا حتماً وایرال می‌شه. اما می‌شه احتمال وایرال‌شدن رو با شناخت مخاطب، احساسات، زمان‌بندی و فرمت درست بیشتر کرد.

9. کمپین مو دنگ، بچه اسب آبی کوتوله

کمپین مو دنگ، بچه اسب آبی کوتوله

هدف کمپین

باغ‌وحش خائو خئو می‌خواست آگاهی عمومی رو بالا ببره، بازدیدکننده بیشتری جذب کنه، بودجه بیشتری به دست بیاره و توجه مردم رو به حفاظت از گونه‌های در خطر مثل اسب آبی کوتوله جلب کنه.

کاری که انجام دادن

آن‌ها عکس‌ها و ویدئوهای بامزه‌ای از یک بچه اسب آبی کوتوله به نام مو دنگ منتشر کردند. شخصیت بازیگوش، ظاهر بانمک و رفتارهای شیرینش باعث شد کلی کلیپ جذاب برای شبکه‌های اجتماعی ساخته بشه.

حتی برای انتخاب اسمش هم نظرسنجی گذاشتند، که همین باعث تعامل بیشتر مخاطب‌ها شد.

نتیجه کمپین

مو دنگ دل میلیون‌ها نفر رو برد. ویدئوها در شبکه‌های اجتماعی میلیون‌ها بازدید گرفتن و رسانه‌های بزرگ هم درباره‌اش نوشتن.

نتیجه فقط آنلاین نبود. تعداد بازدیدکنندگان باغ‌وحش به‌شدت افزایش پیدا کرد. در روزهای عادی، بازدیدکننده‌ها از حدود ۸۰۰ نفر به بیش از ۴۰۰۰ نفر رسیدند و آخر هفته‌ها تعدادشان تا ۱۰ هزار نفر هم بالا رفت.

این نمونه قشنگ نشون می‌ده دیجیتال پی آر فقط مخصوص برندهای تکنولوژی یا مالی نیست. حتی یه باغ‌وحش هم می‌تونه با یه داستان دوست‌داشتنی، موج جهانی بسازه.

10. کمپین روز ملی روست وندی

کمپین روز ملی روست وندی

هدف کمپین

هدف وندی این بود که با طنز و شوخی، توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها رو جلب کنه و وارد فضای وایرال بشه.

کاری که انجام دادن

وندی مدت‌هاست که به خاطر لحن شوخ، تند و بامزه‌اش در شبکه‌های اجتماعی معروفه. در روز ملی روست، از کاربران می‌خواد داوطلب بشن تا برند باهاشون شوخی کنه و به اصطلاح «روست»شون کنه.

این مدل تعامل، هم سرگرم‌کننده‌ست، هم قابل اشتراک‌گذاری، هم باعث می‌شه کاربران خودشون وارد بازی بشن.

نتیجه کمپین

این استفاده هوشمندانه از طنز باعث شد وندی بارها در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها دیده بشه. برند با همین سبک تونست شخصیتی متفاوت، جسور و سرگرم‌کننده برای خودش بسازه.

درسش هم ساده‌ست: اگه برندت شخصیت مشخص داشته باشه، حتی یه شوخی درست می‌تونه تبدیل به دارایی رسانه‌ای بشه.

موضع‌گیری اجتماعی؛ وقتی برند فقط فروشنده نیست

موضع‌گیری برند یعنی چی؟

گاهی برندها برای جلب توجه و ساختن اعتماد، درباره یک موضوع فرهنگی، اجتماعی یا حتی سیاسی موضع می‌گیرن. این کار می‌تونه خیلی قدرتمند باشه، اما ریسک هم داره.

اگه موضوع حساس باشه یا پیام برند با رفتار واقعی‌اش همخوانی نداشته باشه، مخاطب سریع متوجه می‌شه و نتیجه ممکنه برعکس بشه. اما اگه موضع‌گیری صادقانه، مرتبط و درست اجرا بشه، می‌تونه ارتباط عمیقی با مخاطب بسازه.

چرا موضع‌گیری می‌تونه جواب بده؟

چون آدم‌ها فقط از برندها محصول نمی‌خرن؛ گاهی از ارزش‌ها هم خرید می‌کنن. وقتی مخاطب حس کنه یک برند با دغدغه‌ها و باورهای او هم‌جهته، اعتمادش بیشتر می‌شه.

از طرفی، رسانه‌ها هم به موضوعات فرهنگی و اجتماعی توجه زیادی دارن. اگر کمپین درست طراحی بشه، می‌تونه هم در رسانه‌ها دیده بشه، هم تعامل واقعی ایجاد کنه.

11. کمپین پلی بوک پرامپت زیبایی واقعی

کمپین پلی بوک پرامپت زیبایی واقعی 

هدف کمپین

هدف داو این بود که ارزش‌های قدیمی برندش درباره زیبایی واقعی رو دوباره تقویت کنه و همزمان درباره کلیشه‌های زیبایی در تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی آگاهی ایجاد کنه.

کاری که انجام دادن

داو ویدئویی منتشر کرد که نشان می‌داد تصویرسازی‌های هوش مصنوعی چطور ممکنه استانداردهای کلیشه‌ای و محدودکننده زیبایی رو بازتولید کنن. بعد هم اعلام کرد که هرگز از هوش مصنوعی برای تغییر یا تحریف ویژگی‌های واقعی انسان‌ها در محتوای خود استفاده نمی‌کنه.

در ادامه، یک راهنمای پرامپت برای ساخت تصاویر فراگیرتر و واقعی‌تر منتشر کرد تا دیگران هم بتوانند در تولید تصویر با هوش مصنوعی، نگاه انسانی‌تر و متنوع‌تری داشته باشند.

نتیجه کمپین

این کمپین بیش از ۳ میلیون بازدید در شبکه‌های اجتماعی گرفت و رسانه‌های مهمی درباره‌اش نوشتند. داو با پرداختن به دغدغه‌ای تازه یعنی هوش مصنوعی و استانداردهای زیبایی، توانست پیام قدیمی برندش را برای نسل جدید هم معنادار کند.

این یعنی یه برند می‌تونه بدون اینکه از هویت خودش دور بشه، وارد بحث‌های روز بشه و همچنان معتبرتر به نظر برسه.

شیرین‌کاری‌های دیجیتال پی آر؛ وقتی یه حرکت عجیب همه رو کنجکاو می‌کنه

شیرین‌کاری روابط عمومی یعنی یه حرکت جسورانه، غیرمنتظره یا عجیب طراحی کنی که توجه مردم و رسانه‌ها رو جلب کنه. این حرکت می‌تونه واقعی باشه، یا حتی با جلوه‌های ویژه و CGI ساخته شده باشه.

هدفش اینه که آدم‌ها بگن: «وای، این رو دیدی؟» همین جمله ساده می‌تونه شروع یه موج بزرگ باشه.

چرا این مدل کمپین‌ها جواب می‌دن؟

چون غافلگیرکننده‌ان. آدم‌ها عاشق چیزهایی هستن که با انتظارشون فرق داشته باشه. اگه یه کمپین هم عجیب باشه، هم مرتبط با محصول، هم خوب اجرا بشه، می‌تونه خیلی سریع رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی رو درگیر کنه.

12. کمپین شیرین‌کاری ریمل

کمپین شیرین‌کاری ریمل

هدف کمپین

هدف میبلین این بود که برای ریمل اسکای های خودش سر و صدا ایجاد کنه و مردم رو غافلگیر کنه.

کاری که انجام دادن

میبلین در تابستان ۲۰۲۳ ویدئویی در تیک‌تاک منتشر کرد که در آن اتوبوس‌ها و قطارهای متروی لندن انگار مژه‌های مصنوعی بزرگ داشتند و وقتی از کنار یک بیلبورد عظیم رد می‌شدند، یک برس ریمل غول‌پیکر روی مژه‌ها کشیده می‌شد.

ویدئو آن‌قدر واقعی به نظر می‌رسید که خیلی‌ها فکر کردند واقعاً چنین چیزی در لندن نصب شده و حتی دنبال مکانش می‌گشتند. اما پیچش داستان این بود: همه‌چیز CGI بود و هیچ نصب واقعی‌ای وجود نداشت.

این دقیقاً با پیام محصول هم بازی می‌کرد: مژه‌ها واقعی‌اند یا مصنوعی؟

نتیجه کمپین

ویدئو وایرال شد و بعد از اینکه مردم فهمیدند ماجرا کاملاً دیجیتالی بوده، پوشش رسانه‌ای بیشتری هم گرفت. رسانه‌های مختلف درباره این حرکت نوشتند و کمپین تبدیل شد به نمونه‌ای جذاب از ترکیب خلاقیت، محصول و تکنولوژی.

درسش ساده ولی مهمه: اگه می‌خوای شوکه کنی، شوک باید به محصولت ربط داشته باشه؛ وگرنه فقط یه حرکت عجیب بی‌اثر می‌شه.

کمپین‌های Digital PR با هوش مصنوعی؛ وقتی تجربه شخصی‌سازی‌شده خبرساز می‌شه

هوش مصنوعی در دیجیتال پی آر چه کاری می‌کنه؟

هوش مصنوعی می‌تونه تجربه‌هایی بسازه که شخصی‌سازی‌شده، تعاملی و کنجکاوبرانگیز باشن. یعنی کاربر حس کنه محتوا فقط برای خودش ساخته شده.

این مدل کمپین‌ها معمولاً شانس اشتراک‌گذاری بالایی دارن، چون آدم‌ها دوست دارن تجربه خاص خودشون رو به دیگران نشون بدن. از طرفی، رسانه‌ها هم هنوز به استفاده‌های خلاقانه از هوش مصنوعی علاقه زیادی دارن.

مزیت کمپین‌های هوش مصنوعی

این کمپین‌ها می‌تونن پوشش رسانه‌ای، تعامل اجتماعی، بک‌لینک، فروش و حتی ثبت‌نام یا رزرو رو افزایش بدن. البته به شرطی که هوش مصنوعی فقط برای نمایش استفاده نشده باشه، بلکه واقعاً تجربه کاربر رو جذاب‌تر کنه.

13. کمپین دعوت‌نامه‌های Jen AI از ویرجین وویجز

کمپین دعوت‌نامه‌های Jen AI از ویرجین وویجز

هدف کمپین

هدف ویرجین وویجز این بود که هیجان بیشتری برای سفرهای کروز ایجاد کنه و به مخاطب‌ها یه تجربه شخصی‌سازی‌شده و سرگرم‌کننده بده.

کاری که انجام دادن

ویرجین وویجز با همکاری VML و جنیفر لوپز، یک نسخه دیجیتالی هوش مصنوعی از او به نام Jen AI ساخت. کاربران می‌توانستند وارد سایت شوند، اطلاعاتی مثل نام گیرنده، مناسبت و مقصد را وارد کنند و بعد یک ویدئوی دعوت اختصاصی از نسخه مجازی جنیفر لوپز دریافت کنند.

در واقع، مخاطب می‌توانست از «جنیفر لوپز» بخواهد دوستان یا خانواده‌اش را به سفر کروز دعوت کند. این تجربه هم شخصی بود، هم بامزه، هم قابل اشتراک‌گذاری.

حتی کمپین یک تبلیغ طنز هم داشت که در آن گفته می‌شد جنیفر واقعی سرش شلوغ است و یک نفر به نام کایل پشت پرده هوش مصنوعی را کنترل می‌کند. همین شوخی با فضای هیجان‌زده هوش مصنوعی باعث شد کمپین خودمانی‌تر و جذاب‌تر شود.

نتیجه کمپین

کمپین بیش از ۲۵ هزار دعوت‌نامه شخصی‌سازی‌شده ساخت و بیش از دو میلیارد ایمپرشن ایجاد کرد. همچنین باعث افزایش قابل توجه رزروها و جذب مسافران جدید شد.

این نمونه نشون می‌ده هوش مصنوعی وقتی واقعاً به تجربه مخاطب اضافه بشه، فقط یه ابزار تکنولوژیک نیست؛ می‌تونه موتور دیجیتال پی آر باشه.

چرا کمپین‌های دیجیتال پی آر برای سئو این‌قدر مهمه؟

کمپین‌های دیجیتال پی آر فقط لینک‌سازی نیست

خیلی‌ها وقتی اسم کمپین‌های دیجیتال پی آر رو می‌شنون، سریع یاد بک‌لینک می‌افتن. خب، اشتباه هم نیست؛ یکی از خروجی‌های خوب این کمپین‌ها می‌تونه گرفتن بک‌لینک‌های باکیفیت باشه.

اما اگه فقط از زاویه لینک بهش نگاه کنیم، داریم نصف داستان رو از دست می‌دیم. روابط عمومی دیجیتال خیلی بزرگ‌تر از اینه که فقط بگیم «یه کمپین می‌زنیم که چندتا سایت به ما لینک بدن».

هدف اصلی روابط عمومی دیجیتال اینه که برندت توی فضای آنلاین جدی گرفته بشه. یعنی خبرنگارها بهت توجه کنن، اینفلوئنسرها درباره‌ات حرف بزنن، مخاطب‌ها محتوای تو رو به اشتراک بذارن و اسم برندت توی جاهایی دیده بشه که واقعاً اعتبار دارن.

وقتی این اتفاق می‌افته، لینک‌ها هم معمولاً دنبالش میان. اما فرقش اینه که این لینک‌ها طبیعی‌تر، معتبرتر و ارزشمندترن. چون حاصل یه داستان جذاب، یه داده تازه، یه ایده وایرال یا یه حرکت هوشمندانه‌ان؛ نه صرفاً نتیجه ایمیل‌زدن‌های تکراری برای لینک گرفتن.

گوگل فقط تعداد لینک‌ها رو نگاه نمی‌کنه

سئوی مدرن خیلی باهوش‌تر شده. گوگل فقط نمی‌شماره چندتا سایت به تو لینک دادن. دنبال نشونه‌هایی می‌گرده که بفهمه برندت واقعاً قابل اعتماد هست یا نه.

این نشونه‌ها می‌تونن چیزهایی مثل اشاره به نام برند، حضور در رسانه‌های معتبر، اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی، تعامل کاربران، جست‌وجوی نام برند و دیده‌شدن در فضای آنلاین باشن.

به زبان ساده‌تر، گوگل می‌خواد بفهمه آیا تو واقعاً توی حوزه خودت یه برند معتبر هستی یا فقط داری سعی می‌کنی با چندتا لینک، معتبر به نظر برسی.

دیجیتال پی آر کمک می‌کنه همین اعتبار واقعی رو بسازی. یعنی به جای اینکه فقط به گوگل سیگنال بدی، اول برای آدم‌ها ارزش خلق می‌کنی؛ بعد گوگل هم کم‌کم اون سیگنال‌ها رو می‌بینه.

مزیت‌های اصلی روابط عمومی دیجیتال

اولین مزیت، گرفتن بک‌لینک‌های باکیفیته. وقتی کمپینت توی رسانه‌های معتبر پوشش داده می‌شه، احتمال اینکه از سایت‌های قوی و قابل اعتماد لینک بگیری خیلی بیشتره. این لینک‌ها با لینک‌های بی‌کیفیت یا اسپمی اصلاً قابل مقایسه نیستن.

مزیت دوم، افزایش ترافیکه. وقتی یه رسانه بزرگ درباره برندت می‌نویسه، یه بخشی از مخاطب‌ها مستقیم وارد سایتت می‌شن. یه بخش دیگه هم شاید بعداً اسم برندت رو سرچ کنن. همین رفتارها می‌تونه به رشد برند و حتی بهبود عملکرد سئو کمک کنه.

مزیت سوم، آگاهی از برنده. هر چقدر اسم برندت بیشتر دیده بشه، احتمال اینکه توی ذهن مخاطب بمونه بیشتره. شاید همون لحظه خرید نکنه، ولی وقتی بعداً به محصول یا خدمتت نیاز داشته باشه، اسم تو براش آشناتر و قابل اعتمادتره.

پس اگه بخوایم خیلی خلاصه و خودمونی جمعش کنیم: روابط عمومی دیجیتال کمک می‌کنه برندی بسازی که هم آدم‌ها بهش اعتماد کنن، هم موتورهای جست‌وجو.

چطور با دیجیتال پی آر اعتبار برند بسازیم؟

دیجیتال پی آر یکی از بهترین راه‌ها برای ساختن اعتبار برند و گرفتن بک‌لینک‌های باکیفیته. اما موفقیتش شانسی نیست. باید بدونی چه داستانی برای برندت مناسبه، چه چیزی برای مخاطبت جذابه و چه زاویه‌ای برای رسانه‌ها ارزش خبری داره.

اگه برندت داده قوی داره، برو سراغ کمپین‌های داده‌محور. اگه مخاطبت اهل سرگرمیه، محتوای تعاملی یا وایرال می‌تونه جواب بده. اگه در یک حوزه فرهنگی یا اجتماعی حرف واقعی برای گفتن داری، موضع‌گیری هوشمندانه می‌تونه اعتماد بسازه. اگه محصولت قابلیت نمایش خلاقانه داره، شاید یک شیرین‌کاری روابط عمومی همان چیزی باشه که همه را درباره تو کنجکاو کند.

اما یک نکته را فراموش نکن:دیجیتال پی آر خوب از دل شناخت مخاطب می‌آید. نمی‌شود فقط چون یک کمپین برای برند دیگری جواب داده، همان را کپی کرد و انتظار نتیجه مشابه داشت.

باید بفهمی مخاطب تو به چی واکنش نشان می‌دهد، رسانه‌های حوزه تو دنبال چه داستان‌هایی هستند، و برندت چطور می‌تواند وارد آن گفتگو شود، بدون اینکه مصنوعی یا فرصت‌طلب به نظر برسد.

جمع‌بندی؛ لینک خوبه، ولی اعتبار برند بازی رو می‌بره

اگه فقط دنبال بک‌لینک باشی، شاید چند رتبه بالا بیای. اما اگه دنبال ساختن اعتبار برند باشی، می‌تونی جایگاهی بسازی که خیلی سخت‌تر از دست می‌ره.

دیجیتال پی آر دقیقاً همین کار رو می‌کنه. کمک می‌کنه برندت دیده بشه، درباره‌اش حرف بزنن، رسانه‌ها بهش توجه کنن، مخاطب‌ها بهش اعتماد کنن و گوگل هم کم‌کم بفهمه که این برند واقعاً در حوزه خودش جدیه.

از اینفوگرافیک محدوده صدای خواننده‌ها گرفته تا خودروی خیالی اپل، از شهرهای مناسب استارتاپ تا یک عمر مالیات، از جذاب‌ترین مرد کچل تا مو دنگ، از شوخی‌های وندی تا کمپین هوش مصنوعی ویرجین وویجز؛ همه این نمونه‌ها یک چیز مشترک دارند.

هیچ‌کدام فقط برای لینک ساخته نشده بودند. همه‌شان یک داستان، یک قلاب، یک احساس یا یک تجربه داشتند که باعث شد مردم و رسانه‌ها بخواهند درباره‌شان حرف بزنند.

و این دقیقاً همان جایی است که دیجیتال پی آر از یک تاکتیک ساده سئویی تبدیل می‌شود به یک موتور واقعی رشد برند.

 

 

 

 

منبع

author-avatar

درباره نازنین گودرزی

من نازنین گودرزی هستم؛ کسی که عاشق پیدا کردن راه‌های واقعی برای رشد کسب‌وکارهاست. تخصص اصلی من سئو و دیجیتال مارکتینگه، اما کاری که واقعاً انجام می‌دم فقط بالا آوردن سایت توی گوگل نیست؛ من کمک می‌کنم برندها بیشتر دیده بشن، بیشتر اعتماد بسازن و در نهایت بیشتر بفروشن. توی «محتوالوکس» تمرکزم روی اینه که محتوا و سئو رو از حالت پیچیده و گیج‌کننده خارج کنم و به یک مسیر روشن برای رشد تبدیل کنم. من به استراتژی‌هایی علاقه دارم که فقط روی کاغذ قشنگ نیستن؛ بلکه واقعاً نتیجه می‌دن. اگر دنبال رشد واقعی توی فضای آنلاین هستید، احتمالاً حرف مشترک زیادی با هم داریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *