هر بار که وارد دنیای سئو میشوید، با یک سیل از کلمات و مخففهایی روبهرو میشوید که اگر معنای دقیقشان را ندانید، هیچ مقاله یا گزارشی برایتان قابل فهم نخواهد بود. من در طول سالها کار روی پروژههای مختلف، بارها دیدهام که یک متخصص تازهکار وسط یک جلسه گیج میماند چون کسی از Crawl Budget یا Disavow حرف زده و او اصلاً نمیداند اینها چه ربطی به رتبه گوگل دارند. به همین دلیل تصمیم گرفتم این مقاله را بنویسم؛ یک مرجع جامع و کاربردی که مهمترین اصطلاحات سئو را نه به شکل یک فرهنگ لغت خشک، بلکه در دل توضیحاتی که واقعاً کاربردشان را نشان میدهند، برایتان باز کند.
سئو دقیقاً چیست و چرا زبان تخصصی خودش را دارد
سئو یا Search Engine Optimization، در واقع فرایند آمادهسازی یک وبسایت است تا در نتایج ارگانیک گوگل و سایر موتورهای جستجو در جایگاههای بالاتر دیده شود. این کار ترکیبی از دو دنیای متفاوت است؛ از یک طرف باید فنی باشید و بدانید کد و ساختار سایت چطور کار میکند، از طرف دیگر باید مثل یک بازاریاب فکر کنید و بفهمید کاربر واقعاً دنبال چیست.
وقتی کسی عبارتی را در گوگل تایپ میکند، به آن Query یا عبارت جستجو میگویند. گوگل این کوئری را میگیرد، در پایگاه داده عظیم خودش که به آن Index میگویند جستجو میکند و صفحهای به نام SERP یا صفحه نتایج جستجو را نمایش میدهد. تمام تلاش یک متخصص سئو این است که سایتش در همین SERP، برای کلمات کلیدی مرتبط با کسبوکارش، در بالاترین جایگاه ممکن قرار بگیرد.
Keyword یا کلمه کلیدی، همان واژه یا عبارتی است که شما میخواهید صفحهتان برای آن دیده شود. نکتهای که خیلی از تازهکارها اشتباه میگیرند این است که فکر میکنند هرچه کلمه کلیدی را بیشتر در متن تکرار کنند، رتبه بهتری میگیرند؛ در حالی که این کار دقیقاً همان چیزی است که به آن Keyword Stuffing میگویند و امروز نهتنها کمکی نمیکند بلکه میتواند به سایت آسیب هم بزند. گوگل الان به قدری هوشمند شده که مفهوم و هدف پشت جستجو را میفهمد، نه فقط تطابق کلمه به کلمه را.
همین جاست که مفهوم Search Intent یا هدف جستجو وارد میشود. هر کوئری که کاربر وارد میکند یک نیت پشتش دارد؛ ممکن است دنبال اطلاعات باشد که به آن Informational Query میگویند، ممکن است دنبال یک سایت خاص بگردد که Navigational Query نام دارد، یا ممکن است قصد خرید داشته باشد که به آن Transactional Query گفته میشود. تا وقتی محتوای شما با نیت واقعی کاربر همخوانی نداشته باشد، هیچ تکنیک فنی نمیتواند رتبهتان را نجات بدهد.
اصطلاحات فنی سئو که پشت صحنه اتفاق میافتند
قبل از اینکه محتوا اصلاً به چشم کاربر برسد، باید موتورهای جستجو بتوانند آن را پیدا کنند، بخزند و در ایندکس خودشان ذخیره کنند. این سه مرحله، ستون فقرات چیزی است که به آن Technical SEO میگویند.
Crawler
برنامهای است که موتورهای جستجو برای پیمایش سیستماتیک وب از آن استفاده میکنند. Googlebot معروفترین این خزندههاست و وظیفهاش این است که صفحات جدید و تغییرات صفحات قدیمی را کشف کند و اطلاعات را برای ایندکس شدن آماده کند. شبیه به آن، Bingbot هم همین کار را برای موتور جستجوی بینگ انجام میدهد.
Crawl Budget
یکی از آن مفاهیمی است که خیلی از سایتهای بزرگ و پرصفحه با آن دستوپنجه نرم میکنند. این عبارت است از میزان زمان و تعداد صفحاتی که یک موتور جستجو حاضر است و میخواهد در یک بازه زمانی مشخص از سایت شما بخزد. اگر سایت شما هزاران صفحه بیارزش یا تکراری داشته باشد، بخش زیادی از این بودجه صرف خزیدن همان صفحات بیفایده میشود و صفحات مهمتان دیرتر دیده میشوند؛ به همین دلیل مدیریت درست Crawl Budget برای سایتهای فروشگاهی و خبری بسیار حیاتی است.
Crawlability
به این معناست که آیا موتور جستجو اصلاً میتواند به محتوای یک صفحه دسترسی پیدا کند یا نه. اگر فایل robots.txt یا تنظیمات سرور جلوی دسترسی خزنده را بگیرد، آن صفحه هرچقدر هم محتوای خوبی داشته باشد، هیچوقت دیده نمیشود.
Indexability
یک قدم جلوتر است؛ یعنی آیا موتور جستجو میتواند بعد از خزیدن، آن صفحه را در پایگاه داده خودش ذخیره و تحلیل کند تا در نتایج جستجو نمایش بدهد. Noindex Tag دقیقاً برای همین طراحی شده؛ وقتی این تگ روی یک صفحه قرار میگیرد، به گوگل میگوید این صفحه را در ایندکس خودت وارد نکن، حتی اگر آن را خزیده باشی.
Robots.txt
یک فایل متنی است که در ریشه دامنه قرار میگیرد و به خزندهها میگوید کدام بخشهای سایت را نباید بخزند. در کنارش، Sitemap یا نقشه سایت فهرستی است از تمام صفحاتی که دوست دارید موتورهای جستجو آنها را بشناسند و ایندکس کنند؛ این فایل معمولاً به فرمت XML است و مستقیماً به Google Search Console معرفی میشود.
Canonical Tag
یکی از پرکاربردترین ابزارها برای مقابله با محتوای تکراری است. وقتی چند نسخه از یک محتوا در آدرسهای مختلف وجود دارد، این تگ به گوگل میگوید کدام نسخه اصلی و اصلیترین است تا بقیه نسخهها باعث سردرگمی الگوریتم نشوند. مفهوم نزدیک به آن Canonical URL است که همان آدرس اصلی انتخابشده توسط گوگل از میان نسخههای مشابه است.
Schema Markup
یا Structured Data کدی است که به زبان قابل فهم برای موتورهای جستجو، اطلاعات اضافهای درباره محتوای صفحه میدهد؛ مثلاً میگوید این صفحه یک محصول است، قیمتش چقدر است، یا این نویسنده کیست. همین اسکیما باعث میشود در SERP چیزی به نام Rich Snippet ظاهر شود؛ یعنی یک نتیجه جستجوی معمولی با اطلاعات اضافه مثل امتیاز ستارهای، قیمت یا تصویر همراه شود که چشمنوازتر و کلیکپذیرتر است.
Page Speed
سرعت بارگذاری صفحه، یکی از فاکتورهای مستقیم رتبهبندی است. گوگل مجموعهای از معیارها به نام Core Web Vitals معرفی کرده که تجربه کاربری واقعی صفحه را میسنجد؛ این معیارها شامل Largest Contentful Paint یعنی سرعت بارگذاری بزرگترین المان قابل مشاهده، Interaction to Next Paint یعنی سرعت پاسخگویی صفحه به تعامل کاربر و Cumulative Layout Shift یعنی پایداری بصری صفحه در حین بارگذاری هستند. سایتی که این معیارها را رعایت نکند، حتی با بهترین محتوای دنیا هم ممکن است تجربه بدی به کاربر بدهد و همین موضوع میتواند روی رتبه اثر بگذارد.
HTTPS
پروتکل امنیتی که ارتباط بین مرورگر کاربر و سرور سایت را رمزگذاری میکند و امروز یک استاندارد پایه برای هر سایتی محسوب میشود؛ گوگل هم آن را به عنوان یک سیگنال رتبهبندی، هرچند کوچک، در نظر میگیرد.
Redirect
وقتی آدرس یک صفحه تغییر میکند یا صفحهای حذف میشود، باید از ریدایرکت استفاده کنید. Redirect 301 به معنای انتقال دائمی یک آدرس به آدرس جدید است و تمام اعتبار صفحه قدیمی را به صفحه جدید منتقل میکند، در حالی که Redirect 302 یک انتقال موقت است و به گوگل میگوید این جابهجایی همیشگی نیست. اگر این کار بهدرستی انجام نشود، Broken Link یا لینک شکسته به وجود میآید که هم تجربه کاربر را خراب میکند و هم اعتبار سایت را در نگاه گوگل کم میکند.
JavaScript SEO
برای سایتهایی که با فریمورکهای جاوااسکریپتی ساخته شدهاند اهمیت زیادی دارد؛ چون محتوایی که با JavaScript بهصورت پویا لود میشود، ممکن است برای خزنده گوگل بهسختی قابل خواندن باشد و همین موضوع میتواند باعث دیده نشدن بخش زیادی از محتوای واقعی سایت شود.
اصطلاحات مربوط به محتوا و بهینهسازی درون صفحه
On-Page SEO
یا سئوی درون صفحه، به تمام کارهایی گفته میشود که مستقیماً روی خود صفحه انجام میدهید تا هم برای کاربر و هم برای موتور جستجو قابلفهمتر و باکیفیتتر شود.
Title Tag
همان عنوانی است که در نتایج جستجو و در تب مرورگر دیده میشود. این یکی از مهمترین المانهای On-Page SEO است چون هم روی رتبهبندی اثر میگذارد و هم روی تصمیم کاربر برای کلیک کردن. در کنارش، Meta Description توضیح کوتاهی است که زیر عنوان در SERP نمایش داده میشود؛ این متن مستقیماً روی الگوریتم رتبهبندی اثر ندارد اما یک توضیح جذاب میتواند نرخ کلیک را بهشکل چشمگیری بالا ببرد.
Heading Tags
از H1 تا H6، ساختار سلسلهمراتبی محتوای یک صفحه را مشخص میکنند. H1 معمولاً همان عنوان اصلی صفحه است و بقیه هدینگها به ترتیب اهمیت، بخشهای مختلف محتوا را از هم جدا میکنند؛ استفاده منطقی و طبیعی از این تگها به گوگل کمک میکند ساختار و موضوع اصلی صفحه را بهتر بفهمد.
Keyword Density
یا چگالی کلمه کلیدی، به این معناست که یک کلمه کلیدی چند بار نسبت به کل تعداد کلمات متن تکرار شده است. باید بگویم این یکی از قدیمیترین مفاهیم سئو است که امروز عملاً بیاعتبار شده؛ هیچ درصد جادویی وجود ندارد که تکرار کلمه کلیدی در آن، رتبه شما را بهتر کند و تمرکز روی این عدد فقط باعث میشود متنتان غیرطبیعی و پر از تکرار شود. در عوض، Keyword Stemming مفهومی است که نشان میدهد گوگل میتواند شکلهای مختلف یک ریشه کلمه را، مثل مفرد و جمع یا زمانهای مختلف فعل، بهعنوان یک کلمه بشناسد؛ یعنی لازم نیست حتماً عین همان کلمه کلیدی را عیناً تکرار کنید.
Keyword Cannibalization
یا خودخوری کلمات کلیدی، یکی از مشکلاتی است که خیلی از سایتهای پرمحتوا با آن روبهرو میشوند. این اتفاق زمانی میافتد که چند صفحه از یک سایت برای یک کوئری مشابه رقابت میکنند و بهجای اینکه یک صفحه قوی بسازند، اعتبار و ترافیک را بین خودشان تقسیم میکنند و در نهایت نرخ کلیک و رتبه هر دو صفحه پایین میآید. راهحل معمول این مشکل، ادغام محتوا در یک صفحه جامع یا بازتعریف دقیقتر کلمه کلیدی هدف هر صفحه است.
Thin Content
یا محتوای نازک، به صفحاتی گفته میشود که ارزش کمی برای کاربر دارند؛ یعنی سطحی، کوتاه یا بیعمق هستند و پاسخ واقعی به نیاز کاربر نمیدهند. در طرف مقابل، Evergreen Content محتوایی است که با گذر زمان ارزشش را از دست نمیدهد و همیشه برای کاربران تازهای که آن را پیدا میکنند مفید باقی میماند.
Duplicate Content
یا محتوای تکراری، زمانی رخ میدهد که بخش بزرگی از یک متن، عیناً یا با شباهت زیاد، در جای دیگری از همان سایت یا سایت دیگری هم وجود داشته باشد. این موضوع میتواند گوگل را در تشخیص اینکه کدام نسخه باید رتبه بگیرد گیج کند و معمولاً با Canonical Tag یا Redirect مدیریت میشود.
E-E-A-T
مخفف Experience، Expertise، Authoritativeness و Trustworthiness است که از دستورالعملهای داخلی ارزیابهای کیفیت گوگل گرفته شده. این چهار مؤلفه بهطور مستقیم فاکتور رتبهبندی نیستند، اما سیگنالهایی هستند که گوگل برای تشخیص محتوای باکیفیت از آنها استفاده میکند؛ بهخصوص در حوزههای حساسی که به آنها YMYL یا Your Money Your Life گفته میشود، یعنی موضوعاتی که میتوانند مستقیماً روی سلامت، مالیات یا امنیت زندگی افراد اثر بگذارند، مثل پزشکی و مالی.
Pillar Page و Content Hub
در دنیای استراتژی محتوا، این دو مفهوم خیلی به هم نزدیک هستند. Pillar Page یک صفحه جامع و مرجع درباره یک موضوع کلی است که به مجموعهای از صفحات تخصصیتر و مرتبطتر لینک میدهد؛ این ساختار خوشهای که به آن Pillar-Cluster هم میگویند، به گوگل نشان میدهد سایت شما در یک حوزه خاص عمق و تخصص دارد و همین موضوع باعث میشود موتور جستجو راحتتر بفهمد کدام صفحهها به هم مرتبط هستند.
لینکسازی و اصطلاحاتی که پشت هر بکلینک پنهان است
لینکسازی همیشه یکی از پیچیدهترین و در عین حال مهمترین بخشهای سئو بوده و به همین دلیل واژگان تخصصی زیادی هم دارد.
Backlink یا Inbound Link
لینکی است که از یک وبسایت دیگر به سایت شما اشاره میکند. گوگل این لینکها را نوعی رأی اعتماد از سایت دیگر به سایت شما میبیند؛ هرچه این رأیها از سایتهای معتبرتر و مرتبطتر بیایند، ارزش بیشتری برای سایت شما دارند. دقیقاً همین ارزش انتقالی است که به آن Link Equity میگویند؛ در گذشته اصطلاح غیررسمیتری هم به نام Link Juice برایش رایج بود که هنوز هم در مکالمات روزمره سئوکارها زیاد شنیده میشود.
Anchor Text
همان بخش قابل کلیک یک لینک است. گوگل از این متن برای فهمیدن موضوع صفحهای که لینک به آن اشاره میکند کمک میگیرد؛ به همین دلیل انتخاب Anchor Text طبیعی و مرتبط، بخشی مهم از یک استراتژی لینکسازی سالم است.
Dofollow و Nofollow
لینکها از نظر نوع اتریبیوت هم دستهبندی میشوند. لینک Dofollow بهصورت پیشفرض اعتبار را منتقل میکند، در حالی که لینک Nofollow به گوگل میگوید این لینک را بهعنوان یک تأیید یا رأی اعتماد در نظر نگیر؛ این ویژگی معمولاً برای لینکهای تبلیغاتی یا لینکهایی که سایت میزبان نمیخواهد اعتبار خودش را به آنها منتقل کند استفاده میشود.
Domain Rating و Domain Authority
معیارهایی هستند که ابزارهای سئو برای نشان دادن قدرت کلی یک دامنه بر اساس پروفایل بکلینک آن میسازند. این عدد یک معیار رسمی گوگل نیست، اما بهشکل عملی خیلی خوب نشان میدهد یک سایت چقدر در چشم موتورهای جستجو معتبر به نظر میرسد و معمولاً هرچه لینکهای باکیفیتتر و متنوعتری داشته باشید، این عدد بالاتر میرود.
Guest Blogging
یا وبلاگنویسی مهمان، یعنی نوشتن محتوا برای سایت دیگری در ازای گرفتن یک بکلینک؛ این یکی از رایجترین و در عین حال قانونیترین تاکتیکهای لینکسازی است. Editorial Link یا لینک طبیعی، لینکی است که یک سایت بدون اینکه از او خواسته یا پولی پرداخته شده باشد، بهطور داوطلبانه به محتوای شما میدهد؛ این نوع لینک از نگاه گوگل بیشترین ارزش را دارد چون کاملاً طبیعی به دست آمده.
PBN و Link Farm
در طرف مقابل، تکنیکهایی هم هستند که خلاف دستورالعملهای گوگل عمل میکنند. PBN یا Private Blog Network مجموعهای از سایتهاست که فقط برای لینک دادن به یک سایت هدف ساخته شدهاند تا رتبهاش را مصنوعاً بالا ببرند. Link Farm هم شبیه به همین است؛ گروهی از سایتها که بهصورت خودکار به هم لینک میدهند تا رتبه هر یک بالا برود. هر دوی اینها جزو تاکتیکهای Black Hat SEO محسوب میشوند، یعنی روشهایی که مستقیماً دستورالعملهای گوگل را نقض میکنند و اگر شناسایی شوند میتوانند باعث اعمال Manual Action یا اکشن دستی شوند؛ یعنی رتبه سایت بهشکل دستی توسط تیم بررسیکننده کیفیت گوگل پایین آورده یا حتی از ایندکس حذف شود.
Disavow و Negative SEO
اگر سایتی متوجه شود پروفایل بکلینکش پر از لینکهای اسپم یا آسیبزننده است و راهی برای حذف آنها ندارد، میتواند از ابزار Disavow استفاده کند تا از گوگل بخواهد آن لینکها را نادیده بگیرد. گاهی هم این آسیب کاملاً عمدی و از بیرون است؛ به این حالت Negative SEO میگویند، یعنی وقتی یک رقیب عمداً با ساختن لینکهای اسپم به سایت شما، تلاش میکند رتبهتان را خراب کند.
سئوی محلی و اصطلاحاتی که هر کسبوکار حضوری باید بشناسد
اگر با کسبوکارهایی کار میکنید که مشتریهایشان را حضوری و در یک منطقه جغرافیایی خاص میبینند، Local SEO یک دنیای کاملاً جداگانه با واژگان خودش است.
NAP
مخفف Name، Address و Phone Number است و پایه و اساس هر استراتژی Local SEO محسوب میشود. یکسان بودن دقیق این سه اطلاعات در همه جایی که کسبوکار ذکر شده، از سایت خودتان گرفته تا دایرکتوریها و شبکههای اجتماعی، به آن Citation گفته میشود؛ هرچه این استنادها بیشتر و دقیقتر باشند، اعتماد گوگل به موقعیت واقعی کسبوکار شما بیشتر میشود.
Google Business Profile
پروفایل رایگانی است که گوگل در اختیار کسبوکارها میگذارد و همان چیزی است که در نقشهها و کنار نتایج جستجوی محلی نمایش داده میشود. وقتی کسی عبارتی مثل «کافه نزدیک من» را جستجو میکند، معمولاً بلوکی از سه کسبوکار به نام Local Pack در بالای نتایج ظاهر میشود که مستقیماً از همین پروفایلها تغذیه میکند.
الگوریتمها و آپدیتهایی که مسیر سئو را برای همیشه عوض کردند
فهمیدن این آپدیتها به شما کمک میکند بفهمید چرا خیلی از قوانین قدیمی سئو دیگر کار نمیکنند.
PageRank
همان الگوریتم اولیهای بود که لری پیج، یکی از بنیانگذاران گوگل، بر اساس آن سایت خودش را ساخت؛ ایده اصلیاش این بود که هر لینک از یک صفحه به صفحه دیگر، مثل یک رأی اعتماد عمل میکند و صفحاتی که رأی بیشتر و باکیفیتتری میگیرند، مهمتر تلقی میشوند.
Google Panda و Google Penguin Panda
در سال دو هزار و یازده معرفی شد و هدفش کاهش دیدهشدن سایتهایی بود که محتوای بیارزش و کمعمق تولید میکردند؛ این آپدیت بعدها به بخشی دائمی از الگوریتم اصلی گوگل تبدیل شد. یک سال بعد، Penguin آمد تا سایتهایی را که با تاکتیکهای اسپم مثل خرید لینک یا Keyword Stuffing رتبه گرفته بودند، مجازات کند.
Google Pigeon و Google Hummingbird Pigeon
در سال دو هزار و چهارده روی نتایج جستجوی محلی تمرکز کرد و دقت و ارتباط جغرافیایی نتایج را بهبود داد. یک سال قبل از آن، Hummingbird آمده بود تا گوگل بتواند معنای واقعی و زمینهای یک جستجو را بفهمد، نه فقط تکتک کلمات آن را؛ همین آپدیت بود که پایهگذار جستجوی معنایی یا Semantic Search شد.
RankBrain
یکی از مهمترین تغییرات تاریخ گوگل بود چون برای اولین بار Machine Learning را وارد الگوریتم رتبهبندی کرد و به گوگل کمک کرد کوئریهایی را که تا آن زمان هرگز جستجو نشده بودند هم بهتر بفهمد.
Google Sandbox
یک مفهوم نیمهرسمی است؛ اصطلاحی که سئوکارها برای توصیف یک دوره انتظار نسبتاً مبهم به کار میبرند که در آن سایتهای تازه، حتی با وجود بهینهسازی خوب، بلافاصله به رتبههای بالا نمیرسند. گوگل هیچوقت رسماً وجود چنین فیلتری را تأیید نکرده، اما بسیاری از سئوکاران این رفتار را در عمل مشاهده کردهاند.
Core Update
امروز گوگل بهجای آپدیتهای بزرگ و نامدار قدیمی، چند بار در سال Core Update منتشر میکند که معمولاً موضوع مشخصی ندارند و روی طیف گستردهای از سیگنالهای کیفیت اثر میگذارند.
ویژگیهای صفحه نتایج جستجو که فراتر از ده لینک آبی هستند
SERP امروز دیگر فقط ده نتیجه ارگانیک نیست؛ پر است از بلوکهای مختلف که هرکدام واژه تخصصی خودشان را دارند.
Featured Snippet
جعبهای است که گوگل بالای نتایج ارگانیک نمایش میدهد و معمولاً پاسخ مستقیم به یک سؤال را از یکی از صفحات، بههمراه لینک به آن صفحه، نشان میدهد؛ به همین دلیل به آن Position Zero هم میگویند چون حتی از رتبه یک هم بالاتر دیده میشود.
People Also Ask
بخشی است که سؤالات مرتبط با کوئری کاربر را نشان میدهد و با کلیک روی هرکدام، پاسخی از یک صفحه دیگر باز میشود؛ این بخش فرصت خوبی است برای اینکه محتوایتان چند بار در یک SERP دیده شود.
Knowledge Panel و Knowledge Graph Knowledge Panel
بلوکی است که معمولاً برای برندها، افراد مشهور یا موضوعات شناختهشده نمایش داده میشود و اطلاعاتش را از Knowledge Graph گوگل میگیرد؛ Knowledge Graph در واقع یک پایگاه داده عظیم از موجودیتها و ارتباط بین آنهاست، مثل اینکه فلان شخص در فلان شرکت کار میکند یا فلان کتاب را نوشته.
Sitelinks
لینکهای اضافهای هستند که گاهی زیر نتیجه اصلی یک سایت شناختهشده در SERP ظاهر میشوند و کاربر را مستقیماً به بخشهای مهم دیگر سایت هدایت میکنند؛ این لینکها بهصورت الگوریتمی انتخاب میشوند و مستقیماً قابل کنترل نیستند.
اصطلاحات تحلیل و اندازهگیری عملکرد سئو
بدون داده، هیچ استراتژی سئویی قابل ارزیابی نیست و همین باعث شده مجموعه بزرگی از اصطلاحات تحلیلی وارد این حوزه شوند.
Click-Through Rate یا CTR
درصدی است که نشان میدهد از هر چند بار نمایش یک نتیجه، چند نفر واقعاً روی آن کلیک کردهاند؛ این عدد از تقسیم تعداد کلیکها بر تعداد نمایشها به دست میآید.
Bounce Rate و Dwell Time Bounce Rate
درصد کاربرانی است که وارد یک صفحه میشوند و بدون هیچ تعامل دیگری آن را ترک میکنند. مفهوم نزدیک به آن Dwell Time است؛ یعنی مدتزمانی که بین کلیک روی یک نتیجه جستجو و بازگشت کاربر به SERP میگذرد. اگر این زمان خیلی کوتاه باشد، معمولاً نشانهای است از اینکه محتوا نیاز کاربر را برآورده نکرده؛ به رفتاری که در آن کاربر مدام بین SERP و نتایج مختلف جابهجا میشود هم Pogo-Sticking میگویند.
Conversion Rate
نشان میدهد چند درصد از بازدیدکنندگان یک اقدام هدف، مثل خرید یا پر کردن فرم، را انجام دادهاند و معمولاً مهمترین معیار برای سنجش موفقیت واقعی یک کمپین سئو محسوب میشود، چون ترافیک بالا بدون تبدیل، ارزش تجاری چندانی ندارد.
KPI
مخفف Key Performance Indicator، اصطلاح کلیتری است که به هر معیاری گفته میشود که کسبوکار برای سنجش رسیدن به اهدافش استفاده میکند؛ این میتواند ترافیک ارگانیک باشد، تعداد لید یا حتی رشد Domain Rating.
Google Analytics و Google Search Console
برای جمعآوری همین دادهها، این دو ابزار رایگان گوگل نقش محوری دارند. Google Analytics رفتار کاربران در سایت را رصد میکند، از منبع ترافیک گرفته تا صفحاتی که بازدید کردهاند، و Google Search Console مستقیماً نشان میدهد سایت شما در نتایج جستجوی گوگل چطور دیده میشود، چه کلماتی برایش رتبه گرفته و آیا خطای فنی یا ایندکسی دارد یا نه.
اصطلاحاتی که با ورود هوش مصنوعی وارد این حرفه شدند
چند سال اخیر تغییری اساسی در نحوه جستجوی کاربران اتفاق افتاده و همین باعث شده مجموعه تازهای از اصطلاحات وارد ادبیات سئو شود.
Entity-Based SEO
رویکردی است که بهجای تمرکز صرف روی کلمات کلیدی، روی Entity ها؛ یعنی افراد، مکانها، سازمانها و مفاهیم واقعی، و ارتباط بین آنها تمرکز میکند. این رویکرد مستقیماً به Knowledge Graph گوگل و نحوه فهم معنایی موتورهای جستجو مرتبط است.
AEO و GEO
با گسترش موتورهای پاسخگو و چتباتهای هوش مصنوعی، این دو اصطلاح تازه بسیار پرکاربرد شدهاند. AEO یا Answer Engine Optimization به فرایند آمادهسازی محتوا برای این طراحی شده که مستقیماً بهعنوان پاسخ در ابزارهایی مثل جستجوی صوتی یا پنلهای پاسخ سریع انتخاب شود. GEO یا Generative Engine Optimization یک قدم جلوتر میرود و به این توجه دارد که چطور محتوای شما در پاسخهایی که چتباتهای هوش مصنوعی مثل ChatGPT یا خلاصههای هوش مصنوعی گوگل تولید میکنند، دیده شود یا حتی بهعنوان منبع ذکر شود.
Large Language Models یا LLM
الگوریتمهای هوش مصنوعی هستند که روی حجم عظیمی از داده آموزش دیدهاند و میتوانند زبان انسانی را بفهمند، پردازش کنند و تولید کنند. در سئوی امروز، از این مدلها برای تحقیق کلمه کلیدی، کمک به تولید محتوا و حتی تحلیل رقبا استفاده میشود؛ اما نکته مهم این است که خروجی این مدلها همیشه باید با دانش و تجربه واقعی انسانی بازبینی شود، چون هنوز هم اصل و اساس رتبه گرفتن، ارزش واقعی برای کاربر است، نه فقط انطباق با یک الگوریتم.
Voice Search
جستجوی معنایی که با آپدیت Hummingbird شروع شد، امروز با مفهوم Voice Search هم گره خورده؛ یعنی جستجوهایی که کاربر بهجای تایپ کردن، آنها را با صدا از دستیارهای هوشمند میپرسد و معمولاً این کوئریها طولانیتر و محاورهایتر از جستجوهای متنی هستند.