تاثیر ویدیو در سئو چیه؟
چیزی که من دارم میبینم اینه که گوگل، مخصوصاً با AI Overviews، دیگه فقط به صفحات وب و مقالات نگاه نمیکنه. ویدئوهای یوتیوب، محتوای تیکتاک، بحثهای ردیت و حتی محتوای تولیدشده توسط کاربران هم میتونن بخشی از منابعی باشن که گوگل برای پاسخ دادن به کاربر ازشون استفاده میکنه.
قبلاً اگر کسی دنبال آموزش بستن پاپیون بود، احتمالاً یک مقاله مرحلهبهمرحله پیدا میکرد. امروز اما ممکنه گوگل تشخیص بده یک ویدئوی کوتاه که عملاً این کار رو نشان میده، پاسخ بهتری برای کاربره.
برداشت من این است که آینده سئو بیشتر از گذشته به تنوع فرمت محتوا وابسته میشود.
دیگر فقط این نیست که بهترین مقاله را بنویسیم و برای یک کلمه کلیدی رتبه بگیریم.
باید ببینیم کاربر چه میخواهد، کجا جستوجو میکند و بهترین فرمت برای پاسخ دادن به او چیست.
گاهی جواب یک مقاله ۳۰۰۰ کلمهای است.
گاهی یک ویدئوی ۳۰ ثانیهای.
و خیلی وقتها، ترکیب درست هر دو.
به نظرم در سئوی امروز، برنده لزوماً کسی نیست که فقط بهترین صفحه را بهینه کرده؛ برنده کسی است که بتواند بهترین پاسخ را در بهترین فرمت و در بهترین نقطه از مسیر جستوجوی کاربر ارائه دهد.
مطالب صفحه
ویدئو دیگر یک محتوای جانبی نیست
سالها ویدئو برای خیلی از کسبوکارها یک گزینه اضافی بود؛ اگر وقت و بودجه داشتند، سراغش میرفتند و اگر نه، تمرکزشان را روی سایت و مقاله میگذاشتند.
اما الان داستان کمی فرق کرده.
با گسترش AI Overviews، گوگل برای پیدا کردن پاسخ فقط سراغ صفحات متنی نمیرود. بسته به نوع جستوجو، ممکن است اطلاعات را از مقاله، فروم، شبکه اجتماعی یا ویدئو پیدا کند.
بهخصوص در جستوجوهایی که دیدن بهتر از خواندن جواب میدهد.
مثلاً آموزش استفاده از یک محصول، رفع یک مشکل فنی، مقایسه دو محصول یا انجام یک کار مرحلهبهمرحله؛ در خیلی از این موارد، ویدئو میتواند برای کاربر کاربردیتر از چند هزار کلمه متن باشد.
در تصویر زیر تغییرات ایمپرشن و کلیک سرچ کنسول بعد از اضافه کردن ویدئو به سایت را مشاهده میکنید.

گوگل دارد تعریف «منبع مناسب» را تغییر میدهد
قبلاً وقتی درباره منبع مناسب برای سئو صحبت میکردیم، ذهن خیلیها مستقیم میرفت سمت سایتهای معتبر، مقالات تخصصی و صفحات بهینهشده.
اینها هنوز مهماند، اما دیگر تنها بازیگران میدان نیستند.
الان پلتفرمهایی مثل یوتیوب، تیکتاک و ردیت هم در مسیر کشف اطلاعات کاربران نقش دارند. گوگل هم بهمرور دارد این واقعیت را بیشتر در نتایج جستوجو منعکس میکند.
به همین دلیل، من فکر میکنم دیگر نباید فقط از خودمان بپرسیم:
«برای این کلمه کلیدی چه مقالهای بنویسم؟»
سؤال بهتر این است:
«کاربر برای گرفتن بهترین جواب، واقعاً به چه نوع محتوایی نیاز دارد؟»
شاید جواب یک مقاله باشد. شاید یک ویدئوی ۳۰ ثانیهای. شاید ترکیبی از هر دو.
محتوای کوتاه هم روی جستوجو تأثیر میگذارد
یک نکته جالب دیگر این است که محتوای کوتاه فقط برای سرگرمی نیست.
خیلی از کاربران، مخصوصاً نسلهای جوانتر، برای پیدا کردن اطلاعات مستقیماً سراغ تیکتاک یا یوتیوب میروند. یعنی این پلتفرمها عملاً به موتورهای جستوجوی خودشان تبدیل شدهاند.
مثلاً برای پیدا کردن:
- روش استفاده از یک محصول
- آموزش سریع انجام یک کار
- بررسی واقعی یک محصول
- تجربه کاربران دیگر
- ایده و راهحل برای یک مشکل
کاربر ممکن است حتی قبل از گوگل، در یک شبکه اجتماعی جستوجو کند.
و وقتی رفتار جستوجوی کاربر تغییر میکند، طبیعتاً استراتژی محتوا و سئو هم باید تغییر کند.
این به معنی مرگ محتوای بلند نیست؛ اصلاً.
اما به نظرم محتوای کوتاه و ویدئویی دارد تعیین میکند که کاربران انتظار دارند چقدر سریع و در چه فرمتی به جواب برسند.
پس آیا هر برندی باید برود تیکتاک؟
نه، لزوماً.
به نظرم اشتباه بزرگی است که فقط چون یک پلتفرم ترند شده، بدون شناخت مخاطب واردش شویم.
سؤال اصلی این نیست که «آیا همه باید در تیکتاک باشند؟»
سؤال اصلی این است:
مخاطب من کجا دنبال جواب میگردد و چه نوع محتوایی را بیشتر میبیند و به آن اعتماد میکند؟
ممکن است مخاطب یک برند در تیکتاک باشد.
ممکن است مخاطب یک کسبوکار B2B بیشتر در لینکدین و یوتیوب حضور داشته باشد.
ممکن است بهترین کانال برای یک کسبوکار، همچنان گوگل و سایت خودش باشد.
مهم این است که فرمت محتوا را براساس رفتار واقعی مخاطب انتخاب کنیم، نه صرفاً براساس ترندها.
سئوی سنتی بهتنهایی دیگر کافی نیست
اگر هدف فقط این باشد که یک مقاله بنویسیم، چند کلمه کلیدی داخلش قرار دهیم و منتظر رتبه گرفتن باشیم، به نظرم داریم بخش بزرگی از فرصتهای جدید را نادیده میگیریم.
برای دیدهشدن در فضای جدید جستوجو باید به یک اکوسیستم محتوا فکر کنیم.
یعنی در کنار متن، بسته به موضوع از مواردی مثل اینها هم استفاده کنیم:
- ویدئو
- تصویر و محتوای بصری
- متن و Transcript ویدئو
- دادههای ساختاریافته
- محتوای کوتاه
- حضور در پلتفرمهایی که مخاطب واقعاً در آنها جستوجو میکند
البته این به معنی تولید محتوا در همه پلتفرمها نیست.
قرار نیست همهجا حضور داشته باشیم؛ قرار است در جای درست، با محتوای درست حضور داشته باشیم.
دیدهشدن از وایرال شدن مهمتر است
به نظرم یکی از اشتباهات رایج در استراتژی ویدئو این است که همه چیز را با تعداد ویو میسنجیم.
در حالی که یک ویدئو لازم نیست میلیونها بازدید بگیرد تا ارزشمند باشد.
اگر ویدئوی شما دقیقاً زمانی دیده شود که یک کاربر دنبال پاسخ به یک سؤال مرتبط با محصول یا خدمات شماست، ممکن است ارزشش خیلی بیشتر از یک محتوای وایرال باشد که هیچ ارتباطی با مشتری واقعی شما ندارد.
مثلاً فرض کنید یک برند محصولات حیوانات خانگی دارید و یک ویدئوی کوتاه ساختهاید که نشان میدهد چطور سایز مناسب تخت سگ را انتخاب کنیم.
شاید این ویدئو هیچوقت وایرال نشود.
اما اگر کاربری دنبال «سایز مناسب تخت برای بولداگ فرانسوی» باشد و این محتوا بتواند جواب دقیقش را بدهد، دقیقاً همانجایی دیده میشود که باید دیده شود.
به نظرم اینجا باید کمی از ذهنیت «کمپین» فاصله بگیریم و بیشتر به ساختن یک کتابخانه محتوایی مفید فکر کنیم.
استراتژی ویدئو برای سئو (۶ مرحله)
مراحلی که باید برای تولید ویدئو با هدف سئو انجام شوند:
۱. بررسی میکنم کدام موضوعات واقعاً به ویدئو نیاز دارند
همه کلمات کلیدی را نباید به ویدئو تبدیل کرد.
به کوئریها و صفحات مهم نگاه میکنم و از خودم میپرسم: آیا کاربر با دیدن این موضوع بهتر جواب میگیرد یا با خواندن آن؟
اگر نمایش، آموزش عملی یا مقایسه تصویری ارزش بیشتری ایجاد کند، ویدئو میتواند انتخاب بهتری باشد.
۲. نتایج ویدئویی گوگل را بررسی میکنم
نام برند، محصولات، خدمات و موضوعات مهم کسبوکار را جستوجو میکنم.
چه ویدئوهایی نمایش داده میشوند؟
آیا ویدئوهای خود برند هستند یا رقبا و تولیدکنندگان محتوا؟
اگر دیگران برای موضوعات مرتبط با کسبوکار شما دیده میشوند و شما هیچ محتوایی ندارید، احتمالاً یک فرصت محتوایی وجود دارد.
۳. ویدئوهایی میسازم که واقعاً مشکل کاربر را حل کنند
به نظرم هر برندی لازم نیست دنبال ساخت ویدئوهای عجیب و وایرال باشد.
گاهی بهترین نقطه شروع، سادهترین سؤالهای مشتریان است.
سؤالهایی که مرتب میپرسند، مشکلاتی که قبل یا بعد از خرید دارند و عبارتهای «چطور انجام بدم؟» که در گوگل جستوجو میکنند، میتوانند بهترین ایدهها برای تولید محتوا باشند.
یک ویدئوی کوتاه و شفاف که مستقیم جواب کاربر را بدهد، گاهی از یک تولید محتوای پیچیده ارزش بیشتری دارد.
۴. ویدئو را هم برای کشف شدن بهینه میکنم
با وجود تمام حرفهایی که درباره «مرگ سئو» زده میشود، بهینهسازی همچنان اهمیت دارد!
عنوان ویدئو باید واضح و توصیفی باشد.
استفاده از کلمات کلیدی مرتبط همچنان مهم است.
اضافه کردن Transcript میتواند به درک بهتر محتوا کمک کند.
دادههای ساختاریافته مثل VideoObject هم برای ویدئوهای سایت اهمیت دارند.
محتوای خوب اگر درست معرفی و قابل درک نباشد، ممکن است اصلاً فرصت دیدهشدن پیدا نکند.
۵. خودم را فقط به یک پلتفرم محدود نمیکنم
یوتیوب اهمیت زیادی دارد، اما تنها گزینه نیست.
اگر مخاطب در تیکتاک حضور دارد، آنجا هم میتواند فرصت خوبی باشد. اگر محتوای کاربران و تجربههای واقعی در یک حوزه اهمیت زیادی دارد، شاید همکاری با تولیدکنندگان محتوا هم نتیجه خوبی بدهد.
باز هم تأکید میکنم: هدف حضور در همهجا نیست.
هدف این است که بفهمیم مخاطب ما کجا حضور دارد و گوگل برای آن موضوع از چه منابعی استفاده میکند.
۶. ویدئو را از بقیه استراتژی محتوا جدا نمیبینم
ویدئو نباید یک پروژه مستقل باشد که ساخته شود، منتشر شود و بعد فراموشش کنیم.
یک ویدئو میتواند داخل مقاله سایت قرار بگیرد، در شبکههای اجتماعی منتشر شود، در ایمیل استفاده شود و بخشهای مختلفش به محتوای کوتاه تبدیل شود.
هرچه ارتباط ویدئو با اکوسیستم محتوایی برند بیشتر باشد، ارزش بیشتری هم میتوانیم از همان محتوا استخراج کنیم.