آموزش تولید محتوا سایت, آموزش سئو, آموزش فروش اینترنتی, آموزش هوش مصنوعی

چک لیست سئو محصول + راز صفحاتی که واقعاً می‌فروشند

چک لیست سئو محصول + راز صفحاتی که واقعاً می‌فروشند

من این روزها هر وقت یک فروشگاه اینترنتی جدید باز می‌کنم، اولین چیزی که نگاه می‌کنم صفحه محصولش است، نه صفحه اصلی و نه حتی صفحه دسته‌بندی. چون واقعیت این است: آدمی که به صفحه محصول رسیده، دیگر در حال گشت‌وگذار نیست، کارت بانکی‌اش را برداشته و آماده خرید است. اگر این صفحه او را ناامید کند، تمام هزینه‌ای که برای آوردنش به آنجا خرج شده، دود می‌شود و به هوا می‌رود.

جالب است بدانید خیلی از صاحبان کسب‌وکار فکر می‌کنند بازدیدکننده اول از صفحه اصلی وارد می‌شود، بعد می‌رود سراغ دسته‌بندی و در نهایت به محصول می‌رسد. این یک تصور اشتباه است. بخش زیادی از ترافیک ارگانیک مستقیماً روی همان صفحه محصول فرود می‌آید، چون گوگل نتیجه دقیق جست‌وجوی کاربر را همان صفحه تشخیص داده. پس اگر صفحه محصول را جدی نگیرید، دقیقاً همان جایی را رها کرده‌اید که بیشترین شانس فروش در آن نهفته است.

در این مقاله می‌خواهم هر چیزی که درباره بهینه‌سازی صفحات محصول یاد گرفته‌ام را با شما در میان بگذارم؛ از ساختار فنی گرفته تا نوشتن توضیحاتی که واقعاً می‌فروشند و تجربه کاربری که مشتری را خوب نگه می‌دارد. این یک چک‌لیست خشک و خالی نیست، بلکه ترکیبی از تجربه‌های واقعی و درس‌هایی است که فروشگاه‌های بزرگ دنیا سال‌ها روی آن‌ها کار کرده‌اند.

برای مطالعه بیشتر: سئو سایت فروشگاهی

چرا سئوی صفحه محصول پیچیده‌ است؟

یک نکته مهم که خیلی وقت‌ها نادیده گرفته می‌شود این است که در سئو نمی‌شود به صفحات محصول به‌تنهایی نگاه کرد. گوگل هم اصلاً این‌طور به فروشگاه شما نگاه نمی‌کند.

صفحات روی هم اثر می‌گذارند، هم مثبت و هم منفی، برای همین باید فراتر از خود صفحه محصول را هم ببینید. گوگل کل فروشگاه شما را ارزیابی می‌کند، نه یک صفحه جدا از بقیه. وقتی می‌خواهید صفحه محصول را بهینه کنید باید تصویر بزرگ‌تر را هم در نظر داشته باشید؛ یعنی این‌که این صفحات چطور با هم کار می‌کنند و رابطه‌شان با بقیه سایت چیست.

مواردی مثل رقابت صفحه دسته‌بندی و صفحه محصول روی یک کلمه کلیدی مشترک، تنوع‌های خیلی شبیه به هم یک محصول، محصولاتی که در چند دسته‌بندی مختلف قرار دارند، یا محصولاتی که دیگر موجود نیستند؛ همه این‌ها می‌توانند سردرگمی ایجاد کنند. شاید همین الان با شنیدن این موارد احساس کنید کار خیلی زیادی پیش رو دارید، اما نگران نباشید، همه این‌ها راه‌حل مشخصی دارند که کم‌کم به آن‌ها می‌رسیم.

اصل پارتو را فراموش نکنید (همون قانون معروف ۸۰/۲۰ هست) اگر روی یک فروشگاه بزرگ کار می‌کنید، واقعیت این است که نمی‌توانید همه چیز را همزمان درست کنید و اصلاً هم لازم نیست. تا زمانی که روی دسته‌بندی‌ها و محصولاتی تمرکز کنید که بیشترین درآمد و بهترین حاشیه سود را دارند، در مسیر درستی هستید.

معمولاً می‌بینید که 20 درصد از دسته‌بندی‌های شما 80 درصد درآمد را می‌سازند، پس اول روی همان‌ها کار کنید. بعد که حس کردید کنترل کارها دستتان آمده، بروید سراغ دسته‌بندی‌های بعدی که ارزش وقت گذاشتن دارند.

نام محصول و ساختار URL

من همیشه به مشتری‌هایم می‌گویم اسم محصول اولین جایی است که باید استراتژی کلمات کلیدی‌تان را در آن پیاده کنید. اگر برند، نام محصول، شماره مدل و ویژگی‌های مهمی مثل رنگ و سایز را در نام محصول بگنجانید، خیلی راحت‌تر برای عبارت‌های جست‌وجویی که هدف‌گذاری کرده‌اید رتبه می‌گیرید.

نکته‌ای که خیلی مهم است و کمتر کسی به آن توجه می‌کند این است که صفحه محصول نباید با صفحه دسته‌بندی سر یک کلمه کلیدی رقابت کند. یعنی صفحه محصول باید فقط برای عبارت‌های خیلی اختصاصی همان محصول بهینه شود، نه برای «برند» یا «برند به‌علاوه دسته‌بندی». مثلاً اگر یک فروشگاه کیف و کوله دارید، صفحه برند برای عبارت‌هایی مثل «کوله‌های فلان برند» بهینه می‌شود، صفحه دسته‌بندی برای «کوله کوهنوردی فلان برند» و در نهایت صفحه محصول برای عبارت دقیق مدل، مثل «کوله ۴۶ لیتری زنانه فلان برند».

وقتی این سلسله‌مراتب را رعایت نکنید، صفحات داخلی سایت‌تان شروع می‌کنند به خوردن ترافیک همدیگر، پدیده‌ای که به آن کنیبالیزیشن کلمه کلیدی می‌گویند و واقعاً می‌تواند رتبه هر دو صفحه را پایین بیاورد.

برای مطالعه بیشتر: ۱۲ ساختار URL سئو پسند

آدرس صفحه هم باید همین منطق را دنبال کند

یک ساختار URL خوب باید توصیفی، خوانا، منسجم، کوتاه و با حروف کوچک باشد. آخرین بخش آدرس که به آن اسلاگ می‌گویند، همان جایی است که باید نام محصول را به‌شکل خوانا و بدون فاصله اضافی در آن بگنجانید.

یک نکته دیگر که به‌ندرت درباره‌اش صحبت می‌شود این است که بعضی محصولات مستقیماً به دامنه اصلی متصل می‌شوند و کنار دسته‌بندی‌های اصلی قرار می‌گیرند. این باعث می‌شود گوگل با آن‌ها مثل یک دسته‌بندی رفتار کند و در نهایت نمایش درستی نداشته باشند. برای پیدا کردن این‌جور صفحات یتیم یا بی‌دسته، می‌توانید با ابزارهایی مثل اسکریمینگ فراگ کل سایت را کرال کنید و از حالت درخت پوشه استفاده کنید تا محصولاتی که بدون دسته‌بندی مشخص آپلود شده‌اند را شناسایی کنید.

تیتر h1، توضیحات متای محصول و ساختار سرتیترها

عنوان تگ و توضیحات متا دو المانی هستند که هم روی رتبه صفحه اثر می‌گذارند و هم روی این‌که وقتی نتیجه شما در گوگل نمایش داده می‌شود، کاربر واقعاً روی آن کلیک کند یا نه.

یک عنوان خوب باید راحت خوانده شود، کلمات کلیدی مهم را از همان ابتدا داشته باشد، منحصربه‌فرد باشد و طول مناسبی داشته باشد، چیزی حدود سی تا شصت کاراکتر. توضیحات متا هم باید در همین بازه باشد ولی کمی بلندتر، حدود هفتاد تا صد و پنجاه و پنج کاراکتر، و بهتر است یک دعوت به اقدام در آن باشد.

برای فروشگاه‌های بزرگ که هزاران محصول دارند، تعریف دستی عنوان و توضیحات برای هر محصول عملاً غیرممکن است. راه‌حل این است که یک قالب یا تمپلیت بسازید که خودکار این متن‌ها را تولید کند، ولی همیشه امکان ویرایش دستی هم باشد تا در صورت نیاز بتوانید آن را دقیق‌تر کنید.

برای تیترهای داخل صفحه هم بهتر است h1 را برای نام محصول بگذارید و بعد زیرتیترها را برای بخش‌های مهمی مثل ویژگی‌ها، مشخصات فنی، نظرات کاربران و پرسش و پاسخ استفاده کنید. اگر می‌توانید نام محصول را به‌طور طبیعی داخل یکی از این زیرتیترها هم بگنجانید، خوب است؛ اما اگر این کار به تجربه کاربری لطمه می‌زند، اصلاً به زور این کار را نکنید.

ویژگی‌های محصول و لینک‌دهی داخلی هوشمندانه

یکی از تکنیک‌هایی که واقعاً کمتر کسی درست از آن استفاده می‌کند، لینک‌دهی به ویژگی‌های محصول است. اگر نام برند، سری محصول، مدل و کد کالا را در صفحه بگنجانید و هرکدام را به صفحه مرتبط خودش لینک بدهید، هم به کاربر اطلاعات مفید می‌دهید و هم ساختار لینک داخلی سایت‌تان قوی‌تر می‌شود.

مثلاً نام برند را به صفحه اصلی همان برند لینک بدهید، سری محصول را به صفحه آن سری، جنسیت هدف محصول را به مجموعه محصولات مشابه، و ظرفیت یا سایز را به بازه مربوطه. این کار باعث می‌شود کاربر بتواند راحت بین محصولات مشابه جابه‌جا شود و گوگل هم رابطه معنایی بین صفحات را بهتر بفهمد.

راستش را بخواهید، همین جزئیات کوچک است که فرق یک فروشگاه حرفه‌ای را با یک فروشگاه معمولی مشخص می‌کند. حالا بیایید برویم سراغ بخشی که شاید مهم‌ترین قسمت کل ماجرا باشد: خود توضیحات محصول.

توضیحات محصول؛ جایی که فروش واقعاً اتفاق می‌افتد

توضیحات محصول در واقع متنی است که هم قرار است خریدار را درباره محصول آگاه کند، هم او را به مشتری تبدیل کند و هم دیده‌شدن محصول را در نتایج جست‌وجوی ارگانیک بالا ببرد. این سه هدف باید همزمان محقق شوند، وگرنه توضیحات شما فقط برای یکی از دو طرف، یعنی یا گوگل یا کاربر، نوشته شده و طرف دیگر را از دست می‌دهید.

اول با تحقیق کلمات کلیدی شروع کنید

کلمات کلیدی هدف همان عبارت‌هایی هستند که می‌خواهید محصول‌تان برایشان در گوگل دیده شود. استفاده از این کلمات در توضیحات به گوگل ثابت می‌کند محصول شما واقعاً به نیاز کاربر مرتبط است.

نکته‌ای که من همیشه روی آن تاکید می‌کنم این است که کلمات کلیدی خاص‌تر معمولاً برای سئو ارزش بیشتری دارند، حتی اگر حجم جست‌وجویشان کمتر باشد. چون این کلمات معمولاً رقابت کمتری دارند و راحت‌تر می‌شود برای آن‌ها در صفحه اول گوگل جا گرفت. علاوه‌بر این، کلمات خاص‌تر ترافیک هدفمندتری می‌آورند، یعنی کسی که دقیقاً دنبال «بطری آب استیل ۶۴ اونسی» می‌گردد، خیلی بیشتر از کسی که فقط «بطری آب» را جست‌وجو کرده آماده خرید است.

هر کلمه کلیدی که انتخاب می‌کنید را باید طبیعی در متن بگنجانید، نه این‌که آن را با فشار و به‌شکل مصنوعی تکرار کنید. یک اشتباه رایج این است که یک عبارت مثل «بطری آب استیل ۶۴ اونسی» چندین بار پشت سر هم در یک پاراگراف کوتاه تکرار شود؛ این دقیقاً همان چیزی است که به آن کیورداستافینگ می‌گویند، هم گوگل آن را دوست ندارد و هم مشتری واقعی را فراری می‌دهد.

لحن برند خودتان را پیدا کنید

لحن نوشتار همان شخصیتی است که پشت متن برندتان قرار دارد. انتخاب یک لحن مشخص و استفاده مداوم از آن، هویت برند شما را می‌سازد و مخاطب هدفتان را بهتر درگیر می‌کند.

بعضی برندها با شوخ‌طبعی و لحن سرخوشانه محصولات عجیب‌وغریب‌شان را برجسته می‌کنند، بعضی دیگر با زبانی قدرتمند و پرانرژی مخاطب را تشویق می‌کنند تا از محدودیت‌هایش عبور کند. مهم نیست کدام سبک را انتخاب می‌کنید، مهم این است که این لحن در تمام صفحات محصول‌تان یکدست باشد، چون یک برند با لحن پراکنده هیچ‌وقت در ذهن مخاطب نمی‌ماند.

ارزش واقعی محصول را نشان بدهید، نه فقط مشخصات خشک آن

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که در نوشتن توضیحات محصول می‌بینم این است که فقط ویژگی‌های فنی محصول لیست می‌شود، بدون این‌که به مشتری بگوییم این ویژگی چه فایده‌ای برایش دارد.

مثلاً کسی که دنبال یک جاروبرقی می‌گردد، اهمیتی نمی‌دهد که برس آن از جنس نایلون است؛ آنچه واقعاً برایش مهم است این است که این برس می‌تواند موهای سمج حیوان خانگی را از روی فرش پاک کند. پس همیشه بعد از هر ویژگی فنی از خودتان بپرسید: خب که چی؟ این ویژگی چه دردی از مشتری دوا می‌کند؟

یک تکنیک دیگر که خیلی موثر است، نوشتن به سبک زندگی است. به‌جای این‌که فقط از ویژگی‌ها و فایده‌ها حرف بزنید، تصویری از زندگی‌ای که محصول می‌تواند بسازد را ترسیم کنید. مثلاً اگر دارید توضیحات یک کفش کوهنوردی می‌نویسید، می‌توانید از ماجراجویی در طبیعت وحشی، روزهای خوش خانوادگی یا هر چیزی که برای مخاطب هدفتان جذاب است حرف بزنید. برای این کار خیلی کمک می‌کند که پرسونای خریدار داشته باشید، یعنی پروفایلی که نشان‌دهنده هر نوع از مشتریان هدف شماست و در آن اهداف، ارزش‌ها و دغدغه‌های آن‌ها را مشخص کرده‌اید.

نکته دیگری که باید حتماً رعایت کنید این است که هر ادعایی که درباره محصول می‌کنید را با شواهد پشتیبانی کنید. خیلی از برندها فقط می‌گویند محصولمان «استفاده‌اش راحت است» بدون این‌که واقعاً توضیح بدهند چطور استفاده می‌شود. به‌جای این جمله‌های کلی، بگویید محصول دقیقاً چطور استفاده می‌شود و بگذارید خود خواننده به این نتیجه برسد که واقعاً راحت است. اعداد و ارقام هم می‌توانند اعتماد ایجاد کنند؛ مثلاً اگر یک محصول ضدآب است، به‌جای گفتن «کاملاً ضدآب است»، بگویید دقیقاً تا چه عمقی و چه مدت زمانی می‌تواند در آب بماند.

خوانایی را فراموش نکنید

توضیحات محصول باید طوری نوشته شود که خریدار بتواند به‌سرعت اطلاعات را پیدا کند و جذب کند. برای این کار باید از املا و گرامر درست استفاده کنید، کلمات پیچیده را با کلمات ساده و آشنا جایگزین کنید، کلمات اضافی را حذف کنید تا متن مختصر بماند، جمله‌ها را کوتاه نگه دارید، از جمله معلول تا حد امکان دوری کنید و متن را با فاصله‌های خالی، تیترها و بولت‌پوینت‌ها تکه‌تکه کنید تا چشم خواننده خسته نشود.

یکی از نکاتی که خودم همیشه رعایت می‌کنم این است که هیچ‌وقت توضیحات را طولانی و شبیه یک مقاله کامل نمی‌نویسم. باید ویژگی‌های کلیدی را اول بیاورید، همان چیزهایی که مشتری واقعاً باید بداند تا تصمیم بگیرد: محصول برای چه کاربردی مناسب است، چه چیزهایی همراهش می‌آید و چه مشخصاتی مثل سایز، رنگ و وزن دارد. این اطلاعات دقیقاً همان چیزی است که کاربر شاید در گوگل هم دنبالش باشد.

پاپ‌آپ‌ها و شلوغی صفحه دشمن فروش هستند

بعضی دسته‌بندی‌ها، مثل محصولات غذایی، شاید نیاز به یک پاپ‌آپ برای یادآوری آلرژی داشته باشند، ولی اگر در یک دسته پرریسک یا مرتبط با سلامت نیستید، بهتر است نمایش پاپ‌آپ را به تأخیر بیندازید. مخصوصاً برای محصولات باارزش، نمایش پاپ‌آپ‌های زیاد می‌تواند به‌جای متقاعد کردن مشتری، او را منصرف کند و از سایت خارج شود.

همین منطق برای کل صفحه هم صدق می‌کند: توضیحات محصول باید تمیز و راحت‌خوان باشد. اطلاعات زیاد، دکمه‌های زیاد، برچسب‌ها و تخفیف‌های شلوغ، مشتری را خسته می‌کند و در نهایت باعث می‌شود از خرید منصرف شود.

اگر محصولات مشابه یا نزدیک به هم دارید، حتماً از کانونیکال استفاده کنید تا محتوای تکراری برای گوگل مشکل ایجاد نکند. اگر هم سایت‌تان به چند زبان یا کشور مختلف سرویس می‌دهد، حتماً hreflang درست را برای نسخه‌های زبانی محصولات پیاده کنید.

استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن توضیحات محصول

ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند سرعت نوشتن توضیحات محصول را خیلی بالا ببرند، مخصوصاً وقتی حجم زیادی از محصولات دارید که باید برایشان محتوا تولید کنید. اما نکته این است که این ابزارها می‌توانند چاقوی دولبه باشند.

از یک طرف کارایی و یکدستی خوبی می‌دهند، از طرف دیگر ممکن است آن لمس انسانی و اقناع‌کننده را که توضیحات را جذاب می‌کند نداشته باشند. اگر یک سایت بزرگ با صدها محصول دارید و بودجه کافی برای استخدام کپی‌رایتر دارید، بهتر است همان مسیر را انتخاب کنید. اما اگر سایت کوچک‌تری دارید، بهتر است خودتان وقت بگذارید و بنویسید، یا اگر از هوش مصنوعی استفاده می‌کنید، حتماً قبل از انتشار یک کپی‌رایتر یا مدیر برند آن را بازبینی و تایید کند.

اگر این مرحله بازبینی را حذف کنید، فقط محتوایی تولید کرده‌اید که صرفاً برای «داشتن محتوا» روی صفحه است، و این دقیقاً همان چیزی است که باعث می‌شود مشتری صفحه را ببندد و برود. من همیشه به کسانی که از هوش مصنوعی برای تولید توضیحات استفاده می‌کنند، تاکید می‌کنم که در نهایت باید با دانش خودشان از برند و مخاطب، متن نهایی را شخصی‌سازی و تنظیم کنند.

عکس‌های محصول

عکس محصول یکی از مهم‌ترین المان‌هایی است که مخصوصاً برای کالاهای فیزیکی مثل لوازم الکترونیکی، پوشاک و لوازم خانه، اعتماد کاربر را می‌سازد و درک درستی از محصول به او می‌دهد. سرمایه‌گذاری روی عکاسی حرفه‌ای در ابتدای کار واقعاً ارزشش را دارد، و حتماً باید چند زاویه و چند عکس مختلف در رابط کاربری در دسترس باشد.

یک نکته جالب که خیلی از فروشگاه‌ها از آن غافل می‌مانند این است که ترکیب عکس‌های حرفه‌ای استودیویی با عکس‌هایی که خود مشتریان از محصول گرفته‌اند، اعتماد بیشتری می‌سازد. عکس‌های مشتریان معمولاً واقعی‌تر به نظر می‌رسند و زاویه‌هایی را نشان می‌دهند که مشتری‌های بعدی واقعاً دنبالش هستند.

عکس محصول تنها برای تجربه کاربری مهم نیست، برای سئوی تصویر هم حیاتی است. اگر برندی هستید که در حوزه خودتان متن کمی روی صفحه دارید، مثلاً برندهای لوکس که ترجیح می‌دهند صفحه شلوغ نباشد، عکس‌ها عملاً جایگزین متن برای خزنده‌های گوگل می‌شوند.

اسم فایل عکس را جدی بگیرید

نام فایل عکس‌ها باید توصیفی باشد و شامل نام دامنه، نوع محصول، رنگ یا سایز و ویژگی‌های اصلی باشد. یک نام فایل خوب می‌تواند خودش به‌تنهایی به گوگل بگوید این عکس دقیقاً مربوط به چه محصولی است.

متن جایگزین یا alt text را فراموش نکنید

متن جایگزین احتمالاً مهم‌ترین المان محتوایی برای تصاویر است. این المان به موتورهای جستجو کمک می‌کند بفهمند تصویر درباره چیست، و همچنین به دسترس‌پذیری وب برای کاربران کم‌بینا هم کمک می‌کند. اما حواستان باشد که این جا هم نباید کلمات کلیدی را با زور در متن جایگزین جا بدهید.

فرمت، سایز و سرعت بارگذاری عکس‌ها

عکس‌ها را در فرمت‌های مناسبی مثل جی‌پگ یا وب‌پی که فرمت جدیدتر و سبک‌تری است سرو کنید، و همیشه اندازه درست را برای هر دستگاه ارائه بدهید. عکس‌ها را فشرده کنید تا حجم فایل کم شود و اگر تعداد زیادی عکس دارید، آن‌ها را در یک سایت‌مپ تصویری جداگانه هم قرار بدهید. مهم‌تر از همه این‌که مطمئن شوید بارگذاری عکس‌ها سرعت کلی صفحه را کند نمی‌کند.

سرعت صفحه؛ همان چیزی که خیلی‌ها دست‌کم می‌گیرند

صفحاتی که سریع بارگذاری می‌شوند، پول بیشتری هم درمی‌آورند. سال‌ها پیش آمازون یک مطالعه انجام داد و متوجه شد هر صد میلی‌ثانیه تاخیر اضافه در بارگذاری صفحه، یک درصد از فروششان را از دست می‌دهند. یک مطالعه دیگر هم نشان داد وقتی زمان بارگذاری موبایل از یک ثانیه به ده ثانیه می‌رسد، احتمال خروج بازدیدکننده صد و بیست و سه درصد بیشتر می‌شود.

با معرفی به‌روزرسانی تجربه صفحه گوگل و مفهوم Core Web Vitals، سرعت صفحه دیگر فقط یک نکته فنی جانبی نیست، بلکه یکی از فاکتورهای رتبه‌بندی رسمی هم به حساب می‌آید.

سه کار اصلی که واقعاً بیشترین اثر را دارند این‌هاست: اول استفاده از شبکه توزیع محتوا یا CDN که به‌جای هاست کردن سایت در یک نقطه، محتوا را در نقاط مختلف دنیا پخش می‌کند تا کاربر به نزدیک‌ترین نقطه وصل شود. دوم بهینه‌سازی فایل‌های تصویر، جاوااسکریپت و سی‌اس‌اس با فشرده‌سازی و لود تنبل یا لیزی لودینگ، یعنی این‌که تصاویر پایین صفحه فقط وقتی لود شوند که کاربر به آن‌ها نزدیک می‌شود. و سوم استفاده از کش مرورگر تا فایل‌های مشترک بین صفحات دوباره و دوباره دانلود نشوند.

من همیشه به مشتری‌هایم می‌گویم سئوی فنی خیلی از اوقات همین جزئیات ساده است که کسی حوصله رسیدگی به آن‌ها را ندارد، ولی همین جزئیات کوچک است که در بلندمدت رتبه و فروش‌تان را می‌سازد.

دیتای ساختاریافته و اسکیمای محصول؛ کلید نتایج غنی گوگل

اگر فقط یک کار فنی از این مقاله را در همین امروز پیاده کنید، بگذارید اسکیمای محصول باشد. وقتی به صفحات محصول‌تان دیتای ساختاریافته اضافه می‌کنید، گوگل می‌تواند نتایج غنی یا Rich Results بسازد که شامل قیمت، امتیاز و اطلاعاتی مثل وزن و اندازه محصول است.

برای فهمیدن اهمیت این موضوع کافی است دو نتیجه گوگل را کنار هم تصور کنید؛ یکی فقط عنوان و توضیحات ساده دارد، دیگری امتیاز ستاره‌ای، قیمت و موجودی را هم نشان می‌دهد. مشخص است کدام یک بیشتر توجه جلب می‌کند و کلیک می‌خورد.

برای پیاده‌سازی این کار می‌توانید از ابزار کمکی گوگل برای برچسب‌گذاری دیتای ساختاریافته استفاده کنید یا مستقیم کد جیسون‌ال‌دی را در صفحه قرار بدهید. مهم‌ترین موارد در اسکیمای محصول شامل نام محصول، عکس‌ها، توضیحات، کد کالا، برند، امتیاز مجموع کاربران و اطلاعات قیمت و موجودی است.

هر بار که اسکیمای جدیدی پیاده می‌کنید، حتماً قبل از انتشار نهایی آن را با ابزار تست نتایج غنی گوگل بررسی کنید تا مطمئن شوید هیچ خطایی ندارد. من از تجربه شخصی خودم می‌گویم که یک اشتباه کوچک در اسکیما، مثلاً قیمتی که به‌روز نشده یا فرمت اشتباه در تاریخ، می‌تواند باعث حذف کامل نتیجه غنی از نتایج جستجو شود، پس این مرحله را جدی بگیرید و بعد از هر تغییر روی قیمت یا موجودی، اسکیما را هم دوباره چک کنید.

اگر می‌خواهید یک قدم جلوتر بروید، بخش پرسش‌های متداول یا حتی یک بخش پرسش‌وپاسخ فعال از کاربران به صفحه اضافه کنید و آن را هم با اسکیمای مربوطه علامت‌گذاری کنید. این کار هم محتوای صفحه را غنی‌تر می‌کند، هم به کاهش سوالات پشتیبانی کمک می‌کند و هم شانس شما را برای دیده‌شدن در عبارت‌های جستجوی بیشتری بالا می‌برد.

نشانه‌های اعتماد، نظرات کاربران و محتوای تولیدشده توسط کاربر

یکی از قوی‌ترین ابزارهایی که می‌توانید در صفحه محصول‌تان داشته باشید، محتوایی است که خود مشتری‌ها تولید می‌کنند؛ نظرات، امتیازها و پرسش‌وپاسخ‌ها. این محتوا چون همیشه تازه و مرتبط است، موتورهای جستجو آن را دوست دارند، و از طرفی اعتماد و درگیری کاربران را هم بالا می‌برد.

نکته‌ای که خیلی مهم است این است که این محتوا فقط باید برای دسته‌بندی‌هایی استفاده شود که واقعاً به آن مرتبط است. مثلاً برای محصولات آرایشی، دیدن عکس‌های واقعی کاربران با رنگ‌ها و نوع پوست‌های مختلف می‌تواند دقیقاً همان چیزی باشد که مشتری را برای خرید نهایی متقاعد می‌کند. اما اگر این نوع محتوا به حوزه کاری شما نمی‌خورد، به‌جای این‌که کمک کند، فقط باعث سردرگمی و از دست رفتن اعتماد کاربر می‌شود.

علاوه‌بر نظرات، ایجاد یک سیگنال اجتماعی هم می‌تواند اثر جالبی داشته باشد؛ مثلاً نشان دادن این‌که یک محصول در بازه زمانی اخیر چند بار خریداری شده یا چند نفر همین الان دارند همین صفحه را می‌بینند. این کار هم حس فوریت ایجاد می‌کند و هم اعتماد اجتماعی می‌سازد، چون کاربر می‌بیند تنها کسی نیست که به این محصول علاقه دارد.

اگر بتوانید محتوای تولیدشده توسط کاربران را در یک هاب محتوایی جمع‌آوری کنید، حتی می‌توانید از آن‌ها برای ساخت محتوای تحقیقاتی یا داده‌محور استفاده کنید و همین محتوا را برای پیچ گرفتن از روزنامه‌نگاران و گرفتن بک لینک به کار ببرید.

کال‌تواکشن‌ها، پیشنهاد محصولات مرتبط و اصل تمیز نگه‌داشتن صفحه

یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی که در طراحی صفحات محصول می‌بینم این است که کسب‌وکارها یا نمی‌دانند کدام المان صفحه واقعاً باعث فروش می‌شود یا نمی‌توانند روی اولویت‌ها به توافق برسند، و در نهایت صفحه را با متن‌های اضافه و امکانات غیرضروری شلوغ می‌کنند. البته پیشنهادها، نظرات و امکانات دیگر می‌توانند ارزشمند باشند، ولی هیچ‌کدام نباید مسیر اصلی خرید را گم و گیج کنند.

دکمه‌های افزودن به سبد خرید و ادامه به تسویه‌حساب باید واضح، یکدست و کاملاً قابل مشاهده باشند. حتماً از دکمه واقعی استفاده کنید، نه یک لینک متنی ساده؛ چون کاربران آنلاین یاد گرفته‌اند دنبال دکمه بگردند و هر رابط کاربری غیراستاندارد دقیقاً همان لحظه‌ای که باید تصمیم بگیرند، سردرگمشان می‌کند. رنگ روشن و متمایز برای این دکمه‌ها هم کمک می‌کند تا از بقیه المان‌های صفحه، از جمله قیمت و سبد خرید، جدا دیده شوند.

در مورد پیشنهاد محصولات مرتبط، این المان از دو جهت ارزشمند است؛ هم می‌تواند مشتری‌ای که هنوز مطمئن نیست را نگه دارد و به سمت گزینه دیگری هدایت کند، هم می‌تواند خرید اضافه ایجاد کند. مثلاً اگر یک کوله کوهنوردی می‌فروشید که با مشک آب سازگار است، می‌توانید همان مشک آب را هم پیشنهاد بدهید. این کار از نظر سئو هم ارزش دارد، چون این لینک‌ها ساختار لینک داخلی سایت‌تان را قوی‌تر می‌کنند، و وقتی این محصولات به هم لینک می‌دهند، عملاً به هم کمک می‌کنند تا در نتایج جستجو بهتر دیده شوند.

اگر بتوانید دو نوع محصول مرتبط را همزمان نشان بدهید بهتر است: یکی گزینه‌های جایگزینی که کاربران معمولاً بین آن‌ها مردد هستند، و دیگری محصولاتی که کاربران در نهایت همراه محصول اصلی خریداری کرده‌اند.

مسیر ناوبری یا بردکرامب و اهمیت آن برای کاربر و گوگل

مسیر ناوبری یا بردکرامب هم برای بازدیدکننده و هم برای موتور جستجو مفید است. کاربران می‌توانند به‌سرعت سلسله‌مراتب فروشگاه را بفهمند و با یک کلیک به صفحه دسته‌بندی بالاتر بروند، و همین مسیر برای موتورهای جستجو هم لینک‌های داخلی مرتبطی ایجاد می‌کند.

اما نکته این است که همه بردکرامب‌ها یکسان ساخته نمی‌شوند. یک بردکرامب ضعیف فقط یک پرش مستقیم از خانه به صفحه فعلی است، بدون این‌که سلسله‌مراتب واقعی سایت را نشان بدهد. یک بردکرامب خوب باید کل مسیر را نشان بدهد، از خانه تا دسته‌بندی اصلی، زیر دسته‌بندی و در نهایت صفحه فعلی.

فراموش نکنید که این بردکرامب‌ها را با اسکیمای مخصوص خودشان هم علامت‌گذاری کنید تا موتورهای جستجو دقیقاً بفهمند این مسیر ناوبری است و چطور باید تفسیر شود.

زیرساخت‌های فنی که پشت پرده صفحات محصول کار می‌کنند

تا اینجا بیشتر درباره چیزهایی صحبت کردیم که کاربر مستقیماً می‌بیند، اما یک لایه دیگر هم وجود دارد که کاملاً فنی است و اگر نادیده گرفته شود، می‌تواند تمام تلاش‌های قبلی را خراب کند.

سایت‌مپ‌های XML را جدا و منظم نگه دارید

هر بار که محصول جدیدی منتشر می‌کنید یا محصولی را به‌روزرسانی می‌کنید، می‌خواهید گوگل هرچه سریع‌تر آن را کرال و ایندکس کند. برای این کار بهتر است سایت‌مپ‌های جداگانه برای انواع مختلف محتوا بسازید؛ یکی برای صفحات دسته‌بندی، یکی برای صفحات محصول، یکی برای تولیدکننده‌ها و همین‌طور برای بلاگ. این کار باعث می‌شود بتوانید فرآیند ایندکس‌شدن گوگل را جداگانه رصد کنید. فقط حواستان باشد که در هر سایت‌مپ فقط صفحاتی را قرار بدهید که واقعاً قابل ایندکس هستند و کد وضعیت ۲۰۰ برمی‌گردانند، و تعداد آدرس‌ها در هر سایت‌مپ را هم به پنجاه هزار محدود کنید.

تنوع‌های نزدیک به هم محصول را مدیریت کنید

فرض کنید یک کفش دارید که در هفده سایز و ده رنگ مختلف موجود است؛ یعنی صد و هفتاد ترکیب مختلف. اگر برای هر ترکیب یک صفحه جداگانه قابل ایندکس بسازید، احتمال محتوای تکراری خیلی بالا می‌رود.

باید دو سوال از خودتان بپرسید: آیا واقعاً تقاضای جستجو برای هر تنوع وجود دارد؟ و آیا منابع کافی برای نوشتن توضیحات منحصربه‌فرد برای هرکدام دارید؟ اگر پاسخ به هر دو سوال مثبت است، حتی باید حساب کنید که آیا این سرمایه‌گذاری واقعاً بازگشت مناسبی دارد یا نه. اگر تقاضای جستجو آنقدر کم است که سرمایه‌گذاری روی صفحات جداگانه توجیه ندارد، بهتر است یک تنوع اصلی را انتخاب کنید و بقیه را به آن کاونیکال بدهید، تا از پدیده کنیبالیزیشن کلمه کلیدی جلوگیری شود؛ یعنی جایی که دو صفحه از یک سایت روی یک کلمه کلیدی مشترک با هم رقابت می‌کنند و در نتیجه رتبه هر دو پایین می‌آید.

اگر این کار را نکنید و چند صفحه تقریباً یکسان و قابل ایندکس بسازید، ممکن است خود گوگل تصمیم بگیرد کدام صفحه کنونیکال باشد، و این تصمیم لزوماً همان چیزی نیست که شما می‌خواستید. این موضوع را می‌توانید در گزارش پوشش ایندکس در گوگل سرچ کنسول هم مشاهده کنید. اما اگر واقعاً تقاضای جستجوی بالایی برای هر تنوع رنگ یا سایز وجود دارد، حتماً برای هرکدام کد کالا و شناسه محصول جداگانه، توضیحات منحصربه‌فرد و عکس‌های اختصاصی همان تنوع را قرار بدهید.

محصولاتی که در چند دسته‌بندی قرار دارند را هم کنونیکال کنید

گاهی دلایل خوبی دارید که یک محصول را در چند دسته‌بندی مختلف قرار بدهید؛ مثلاً یک کوله که هم برای کوهنوردی مناسب است، هم دوچرخه‌سواران کوهستان آن را دوست دارند، و هم الان در حراج است. در این حالت این محصول در سه دسته‌بندی مختلف قرار می‌گیرد و هرکدام آدرس مخصوص خودش را دارد.

چون نمی‌خواهید این صفحات با هم رقابت کنند، بهتر است یکی را به‌عنوان نسخه اصلی انتخاب کنید و بقیه را به آن کنونیکال بدهید، دقیقاً همان روشی که برای تنوع‌های محصول هم گفتیم.

محصولات متوقف‌شده را دور نریزید

خیلی از فروشگاه‌ها ارزش واقعی محصولات متوقف‌شده یا ناموجود را نمی‌بینند. این محصولات چه به‌طور موقت و چه دائمی از دسترس خارج شده‌اند، اما اگر همچنان ترافیک ارگانیک می‌گیرند یا از سایت‌های دیگر لینک دارند، ارزش زیادی دارند و باید با احتیاط با آن‌ها رفتار کنید.

اگر انتظار دارید محصول دوباره موجود شود، بهتر است آن را در سایت نگه دارید، در سایت‌مپ و جستجوی داخلی سایت باقی بماند، روی عکس محصول برچسب ناموجود بگذارید، دکمه افزودن به سبد را غیرفعال کنید، محصولات جایگزین مناسب را نشان بدهید، ویژگی Offer را از اسکیمای محصول حذف کنید تا مشکلی در نمایش قیمت پیش نیاید، و به کاربر اطلاع بدهید که محصول دوباره موجود می‌شود یا حتی امکان اطلاع‌رسانی موجودی مجدد را برایش فراهم کنید. همچنین بهتر است کمپین‌های تبلیغاتی که به این صفحه هدایت می‌شوند را هم متوقف کنید.

اگر انتظار ندارید محصول دوباره موجود شود ولی همچنان ارزش دارد، سه گزینه پیش رو دارید: یا آن را با دستور نوایندکس آنلاین نگه دارید و لینک‌های داخلی به آن را حذف کنید، یا همان آدرس را برای یک محصول مشابه دیگر استفاده کنید، یا با ریدایرکت سیصد و یک آن را به نزدیک‌ترین محصول جایگزین منتقل کنید. اما اگر محصول هیچ ارزشی ندارد و انتظار بازگشتش را هم ندارید، خیلی راحت می‌توانید از کد وضعیت ۴۱۰ استفاده کنید.

صفحات محصول را یتیم نگذارید

با یک فهرست محصول بزرگ که مدام در حال تغییر است، خیلی راحت می‌توانید ردّ برخی محصولات را گم کنید. وقتی دسته‌بندی والد یک محصول حذف می‌شود، ممکن است آن صفحه به‌اصطلاح یتیم شود، یعنی دیگر بخشی از ساختار سایت نباشد و هیچ لینک داخلی به آن اشاره نکند. این وضعیت معمولاً باعث افت رتبه می‌شود و گاهی حتی گوگل تصمیم می‌گیرد آن محصول را کاملاً از ایندکس خارج کند.

از آنجا که گرفتن رتبه خوب برای صفحات محصول با کمک لینک‌های داخلی به‌تنهایی هم کار سختی است، این نکته را واقعاً جدی بگیرید و مرتب سایت‌تان را برای پیدا کردن صفحات یتیم بررسی کنید.

سئو محصولات بین المللی

اگر محصولات‌تان قرار است در چند کشور یا زبان مختلف عرضه شود، تطبیق بین‌المللی چیزی خیلی فراتر از ترجمه صرف است. اولین نکته این است که هرگز از ترجمه ماشینی استفاده نکنید؛ اگر با تیم ترجمه کار می‌کنید، مطمئن شوید کپی‌رایترهایی دارند که واقعاً اهل همان کشور مقصد هستند و می‌توانند محتوا را با فرهنگ محلی تطبیق بدهند.

بعد از آن باید سئو محلی را جدی بگیرید، یعنی استفاده از کلمات کلیدی و عبارت‌های خاص همان منطقه. قیمت‌گذاری هم باید با شرایط بازار محلی و قدرت خرید همان کشور همخوانی داشته باشد. و یک نکته کوچک ولی بسیار مهم که خیلی وقت‌ها فراموش می‌شود، روش‌های پرداخت است؛ باید بدانید در بازار هدف‌تان چه روش‌هایی محبوب‌تر است، آیا مردم ترجیح می‌دهند اقساطی خرید کنند، یا از کیف پول‌های دیجیتال خاصی استفاده می‌کنند.

سئو صفحه محصول یک پروژه همیشگی، نه یک کار یک‌بار مصرف

اگر بخواهم همه این‌ها را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم: بهینه‌سازی صفحه محصول یک فرآیند مداوم است که نیاز به رویکردی چندبعدی دارد. چیزهایی که در این مقاله گفتم، از ساختار URL و نام محصول گرفته تا توضیحات متقاعدکننده، عکس‌های حرفه‌ای، سرعت بارگذاری، اسکیمای دقیق و مدیریت درست تنوع‌های محصول، همگی یک نقطه شروع عالی هستند.

خبر خوب این است که وقتی روی این موارد کار می‌کنید، تجربه کاربری هم بهتر می‌شود؛ چون در نهایت موتورهای جستجو هم به همان چیزهایی اهمیت می‌دهند که برای یک بازدیدکننده واقعی مهم است. اگر صفحه محصول‌تان الان کامل نیست، نگران نباشید؛ کافی است از یکی از این موارد شروع کنید، آن را تست کنید، نتیجه‌اش را بسنجید و بعد بروید سراغ مورد بعدی. همین حرکت پیوسته است که در طول زمان صفحات محصول‌تان را از یک ویترین ساکن، به یک ماشین واقعی برای جذب ترافیک ارگانیک و درآمد تبدیل می‌کند.

 

 

 

 

منبع 1

منبع 2

منبع 3

منبع 4

author-avatar

درباره نازنین گودرزی

من نازنین گودرزی هستم؛ کسی که عاشق پیدا کردن راه‌های واقعی برای رشد کسب‌وکارهاست. تخصص اصلی من سئو و دیجیتال مارکتینگه، اما کاری که واقعاً انجام می‌دم فقط بالا آوردن سایت توی گوگل نیست؛ من کمک می‌کنم برندها بیشتر دیده بشن، بیشتر اعتماد بسازن و در نهایت بیشتر بفروشن. توی «محتوالوکس» تمرکزم روی اینه که محتوا و سئو رو از حالت پیچیده و گیج‌کننده خارج کنم و به یک مسیر روشن برای رشد تبدیل کنم. من به استراتژی‌هایی علاقه دارم که فقط روی کاغذ قشنگ نیستن؛ بلکه واقعاً نتیجه می‌دن. اگر دنبال رشد واقعی توی فضای آنلاین هستید، احتمالاً حرف مشترک زیادی با هم داریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *